خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧ - دلايل يكتايى خدا
اما آيا مى توان قيدى بر ذات خداوند وارد كرد؟ مى دانيم ذات او عين هستى مطلق است. هستى را در صورتى مى توانيم به صورت مطلق تصور كنيم كه عارى از هر قيد و شرطى باشد و الا هستى كه به مكان يا زمان خاص، مقيد شود ديگر هستى مطلق نيست. در اين صورت كه ذات خدا هستى مطلقِ بىقيد و شرط است ديگر نمى توان چيزى غير از آن ذات بىحد و حصر را تصور كرد، چرا كه همچنان كه دانستيم، تعدد از قيد و شرط ناشى مى شود و هستى مطلق فاقد هرگونه قيد و شرطى است. در نتيجه آن ذاتى واحد و يكتاست كه هيچ مثل و مانند و شبيهى براى او قابل تصور نيست.
٢- هستى بىنهايت، ممكن نيست تعدد داشته باشد.
همچنان كه قبل متذكر شديم هستى مطلق يك هستى «بىنهايت در بىنهايت»، است كه هيچ محدوديتى براى آن قابل تصور نيست. اينكه ذات خداوندى وجودى است «بىنهايت در بىنهايت»، به اين معناست كه زمانى نيست كه او نباشد، كمالى نيست كه او نداشته باشد و جايى نيست كه او نباشد. يك چنين موجودى محال است دو فرد داشته باشد. اگر فرض كنيم چنين موجودى متعدد باشد پس بايد بپذيريم در جهتى از جهات محدود است و ديگر نمى توان آن را يك ذات «بىنهايت در بىنهايت» دانست. در چنين صورتى آن ذات، يك هستى مطلق نيست، چون محدود و آلوده به عدم شده است.
براى توضيح مطلب مى توان مثالى زد. دو خانه را فرض كنيد كه روى يك قطعه زمين در كنار يكديگر قرار گرفتهاند. براى آنكه دو خانه