خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٩ - راههاى نادرست
كننده نيست بلكه تمام نور چنين صفتى را دارد.
مثال ديگر: ادله توحيد به ما مى گويد: خداوند آفريدگار ماست و ما «آفريده» او. همچنين ادلّه بحثهاى قبلى نيز به ما مى گويد: «ما معلوم «خداوند» هستيم، يعنى خداوند به ما علم دارد.
در اينجا مى توان پرسيد: آيا «معلوم بودن» و «مخلوق بودن» ما كه از صفات ماست، هر يك گوشهاى از وجود ما را تشكيل مى دهند يا خير؟ جواب پرسش روشن است. تمام وجود ما مخلوق و آفريده اوست. به همين صورت تمام وجود ما معلوم آن ذات مقدس است.
بنابراين صفات «مخلوق بودن» و «معلوم بودن» تمام وجودمان را پر كرده است و از اين جهت با ذات ما متحد است.
منظور از ذكر اين مثالها نزديكى و انس با مفاهيمى است كه به دليل غير تجربى بودن با آنها آشنايى نداريم. بايد سعى كنيم تا بتوانيم با دور شدن از نوع صفاتى كه داريم و زايد بر ذاتند به صفاتى نزديك شويم كه عين ذاتند.
راههاى نادرست
در اين موضوع عدهاى باز گرفتار اشتباه شده و به قول معروف «چون نديدند حقيقت، ره افسانه زدند»! در اينجا به دو گروه از اين افراد اشاره مى كنيم:
١- جمعى از اهل تسنن كه پيروان «ابوالحسن اشعرى»، دانشمند معروف سنى، هستند و به همين جهت به آنها «اشاعره» مى گويند.
اينان معتقد به زيادت صفات خداوند بر ذات او شدهاند. ٦٩