خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٣ - اعتراضات بر قدرت مطلق خداوند
٢- شما دوستى داريد كه يك مهندس ساختمان است و تاكنون ساختمانهاى متعددى را ساخته است. آيا او مى تواند خانهاى هر قدر كوچك و محقر بسازد اما فقط از اشعه آفتاب يا طبقات هوا يا امواج راديويى باشد؟ چنين پيشنهادى صداى اعتراض شما را بلند خواهد كرد كه اين چه حرفى است كه شما مى گوييد. دوست من ساختمانهاى عظيمى ساخته است اما براى ساختن يك ساختمان، چه بزرگ و چه كوچك مصالح خاصى لازم است. اشعه آفتاب كه از مصالح ساختمان نيست و دوست من فرد قابلى است اما موادى كه شما مى گوييد به درد اين كار نمى خورند.
٣- يك نقاش چيرهدست و ماهر را در نظر بگيريد. او مى خواهد نقش شما يا هر منظرهاى را هر قدر هم ساده باشد ترسيم كند. آيا او مى تواند با صرف حركت انگشتان خود چيزى بكشد كه همه ببينند؟! واضح است كه پاسخ اين پرسش منفى است. اين عدم توانايى از چيست؟ به صورت حتم، خواهيد گفت: چنين چيزى امكان ندارد، نه به اين دليل كه نقاش آدم ناوارد و يك تصويرگر مبتدى است و نمى داند چه بكند بلكه نتوانستن او به خاطر عدم قابليت محل است.
٤- همه مى دانيم حاصل جمع عددهاى دو و دو چهار مى شود.
اگر تمام رياضىدانهاى جهان جمع شوند باز هم مى توانند يك حاصل جمع غير از چهار به دست آورند؟، مثلًا عدد «پنج» يا «سه»، بدون آنكه چيزى اضافه يا كم كنند؟ همه خواهيم گفت نه، چون چنين مطلبى محال است.
از مثالهاى فوق به يك نتيجه اساسى مى رسيم و آن اين است كه