خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠ - شاخههاى توحيد
مثل و مانند و شبيه ندارد يعنى «ذاتى است از هر جهت بى نظير.»
بايد توجه داشت كه در بحث توحيد ذات به غير از نفى هر گونه مثل و مانند براى ذات خداوند هدف ديگرى هم دنبال مى شود. در اين بحث مسئله هر گونه جزء و تركيب شدن از اجزاء نيز نفى مى شود و به اصطلاح، آن ذات پاك از هر جهت «بسيط» است. براى نفى هر گونه جزء از ذات الهى، راههاى مختلفى وجود دارد كه يك راه روشن در اينجا مطرح مى شود.
اجزاء بر دو قسم هستند: اجزاء خارجى و عقلى.
اجزاء خارجى، اجزايى هستند كه در جهان عينى مادى و با تركيب و ادغام در هم يك موجود را ايجاد مى كنند. اجزاء يك قطعه زمين از، خاك، سنگ، شن، درختها، آب و ... تشكيل شده است. همگى با هم جمع شدهاند تا موجوديتى به نام اين قطعه زمين خاص به وجود آيد.
بدن انسان يك موجود مركب از اجزاء مادى است كه عناصر مختلفى دور هم جمع شدهاند تا پوست و گوشت و استخوان و خون و ... دور هم جمع شوند تا با فعاليتهاى مختلف، يك موجود به نام انسان بتواند وجود داشته باشد.
اجزاء عقلى، بر عكس اجزاء خارجى چيزهايى موجود و عينى در جهان مشهود و ملموسِ مادى نيستند بلكه عقل با عمليات ذهنى خود به آنها مى رسد. در حقيقت عقل وقتى يك موجود را مورد بررسى و موشكافى خود قرار مى دهد، آن را به اجزايى تقسيم مى كند كه نمى توان اين اجزاء را در جهان مادى به صورت «عينى» يافت اما اين اجزاء در مورد آن موجود صادق هستند. براى مثال، عقل موجودى مانند «انسان» را مورد بررسى قرار مى دهد و درباره آن به دو حقيقت دست مى يابد:
١-/ حقيقت مشترك بين انسان و حيوانات ديگر.