خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢ - شاخههاى توحيد
زنده بدن انسان احتياج به مكان دارند كه هر كدام يك جاى معينى را اشغال كردهاند.
از سوى ديگر يك مركب خارجى كه از اجزاء خارجى تشكيل شده است حتماً يك جسم است. در نتيجه اجزاء خارجى هم به مكان معين احتياج دارند و هم مركب تشكيل شده از آنها يك جسم است. در مباحث آينده روشن خواهد شد و خداوند متعال نه يك جسم است و نه احتياج به مكان دارد پس مى توان نتيجه گرفت كه خداوند متعال هيچ گونه جزء خارجى ندارد.
در مورد اجزاء عقلى اشاره شد براى آن كه عقل بتواند چنين اجزايى را تشخيص دهد موجود مورد نظر بايد با موجودات ديگر شباهتهايى داشته باشد، تا «ما به الاشتراك» آن را دريابد و از خواص مخصوص آن «ما به الامتياز» را بدست آورد. درباره ذات خداوند گفتيم هيچ مثل و مانندى ندارد و نمى توان براى آن فرد ديگرى را تصور كرد.
بنابراين، نمى توان درباره خداوند هيچ «ما به الاشتراك» و وجهه شباهتى يافت. چون «ما به الاشتراك» نفى شود، مسلم است كه ديگر «ما به الامتياز» نيز درباره او نفى خواهد شد. زيرا «ما به الامتياز» به معنى يافتن ويژگيهاى موجودى است، كه با موجودات ديگر مشابهتهايى دارد و چون خداوند وجود بىنظيرى است و با هيچ موجود ديگرى هيچ گونه شباهتى ندارد [١]. مركب بودن به معنى جمع اجزاء است كه با اجتماع اجزاء خارجى يك مركب خارجى و با جمع شدن اجزاء
[١]. پس هيچ «ما به الامتياز» به معناى «فصل» نيز براى او قابل تصور نيست. نتيجهاينكه ذات الهى به هيچ صورت اجزايى ندارد، نه جزء خارجى و نه عقلى.