خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨ - دلايل يكتايى خدا
داشته باشيم بايد هر يك از اين دو خانه محدود باشند. قطعه زمينى كه يكى از آنها در آن قرار گرفته جداى از قطعه زمين ديگر است و در اين بين ديوارى، حدّ هر يك را مشخص مى كند. حال فرض كنيم سطح تمام كره زمين را يك خانه فرا گرفته است و هيچ حدى ندارد، در آن صورت خانه دومى وجود نداشت.
فرض دو ذات خود به خود به اين معنى است كه هر كدام خارج از ديگرى باشد، يعنى اين يكى تا فلان اندازه است و دومى در اندازه ديگر. بهطور كلى وقتى دو چيز مى توانند وجود داشته باشند كه هر يك از آنها چيزى داشته باشد كه آن ديگرى نداشته باشد. اين به معنى فاقد چيزى بودن است و حد و نهايت داشتن. در اين صورت تعدد داشتن به معنى آلوده به عدم بودن و نهايت داشتن است. در نتيجه موجود بىنهايت يكى است و نمى تواند مثل و مانندى داشته باشد.
اين دليل نه تنها مسئله يگانگى ذات خداوند را به خوبى اثبات مى كند بلكه در مسايل ديگر نيز دليل خوبى است و از اين رو بايد آن را به خاطر سپرد. اگر اين دليل خوب فهميده شود آنگاه به راحتى مى توان فهميد كه خداوند در همه جا هست و مكانى نيست كه خدا در آن نباشد و زمانى نيست كه خدا در آن نباشد. البته اين كه خدا در مكان و زمان و در وجود ما هست به اين معنى نيست كه او عين مكان يا زمان يا وجود ماست گرچه از ما جدايى مطلق ندارد. توضيح اين مطلب در مباحث بعد خواهد آمد.
٣- لازمه دوگانگى تركيب است.
انديشمندان و حكماى اسلامى اين استدلال را مطرح كردهاند. به