خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٠ - راههاى نادرست
آنها مى گويند: علاوه بر ذات پاك خداوند، هفت صفت ديگر نيز وجود دارند. اين هفت صفت هر كدام مانند ذات خداوند «ازلى» و قائم به خود هستند. اين صفات عبارتند از: علم، قدرت، اراده، حيات، تكلم، بصير و سميع بودن. بنابراين خدا مى داند، تواناست، اراده مى كند، زنده است، سخن مى گويد، بيناست و شنواست.
چيزى كه آنها در واقعيت معتقدند يك موجود ازلى نيست بلكه «هشت موجود ازلى» است؛ يعنى يك ذات خدا و هشت صفت او كه گاهى از آنها به «قدما ثمانيه» و «معانى» تعبير مى كنند. اين كه مى گوييم ما معتقد به معانى نيستيم (بى شريك و معانى ...)، در واقع همين زيادت صفات بر ذات را نفى مى كنيم و نمى توانيم در مورد خداوند صفات ذايد بر ذات او را بپذيريم.
روشن است كه اين عقيده يك نوع «شرك» و انحراف از اصل توحيد و يگانگى به خداست. حتى مى توان گفت اين عقيده از عقيده مسيحيان به تثليث (خداوند سهگانه) نيز بدتر است. در اينجا به جاى سه ذات ازلى و سه خدا، هشت خداوند مطرح است!
براى رد اين نظريه دو نوع دليل به كار مى آيد. يك دسته دلايل يگانگى و توحيد خداوند است كه در مباحث قبل ذكر شده است.
دسته دوم دلايلى است كه در ذيل اين بحث خواهد آمد.
٢- عده ديگرى از مسلمانان كه به «كراميه» ٧٠ مشهورند معتقدند كه صفات خداوند زايد بر ذات اوست و حادث است. منظور آنان اين است كه خداوند از ابتدا اين صفات را نداشته است و بعد پيدا كرده است.
اين نظر، نظرى بس عجيب است. ذاتى كه در آغاز علم و قدرت را