خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦ - پيشگفتار
ايجاد تمام شرايط نيز نمى تواند به كنه و حقيقت صفات آن ذات بىپايان پى برد. بايد پذيرفت در هر صورت ذهن يك موجود محدود و متناهى است و درك كامل يك موجود نامحدود و نامتناهى براى آن كارى غيرممكن است و مثل اين است كه بخواهيم درياى بيكرانى را در يك ظرف كوچك جاى دهيم. ٤
اكنون روشن شد كه موجودات جهان طبيعى هر چند براى پى بردن «به اصل وجود خداوند» بهترين راهنما هستند اما براى شناخت «صفات خداوند» راهزن بوده و باعث فريب ما مى شوند. بايد مراقب فريبها و رنگارنگى آنها بود. حتى در كلمات بزرگان دين نيز به اين معنا اشاره شده است، مانند اين جمله: «مورچه گمان مى كند خداوند مانند او دو شاخك دارد! [١]» اين جمله هشدارى است به اين حقيقت كه افكار كوتاه بين صفات خدا را از راه «قياس» با صفات خود در مى يابند و گمان و خواهش درونى آنها بر اين است كه خداوند هم صفاتى مانند آنها داشته باشد.
مسئله تشبيه و مقايسه بين صفات خدا و مخلوقات، در راه پر پيچ و خم خداشناسى، يكى از خطرناكترين پرتگاههاست. در همين جاست كه نبوغ و استعداد رهروان توحيد روشن مى شود و مايه اختلاف آنها در ميزان فهم آنان از خداوند در همين جاست.
در اينجاست كه فرق يك فهم عامى و بيسواد از خداوند با درك و شناخت فرد دانشمند و فيلسوف مشخص مى شود. در اين جا هر آن ممكن است زير پاى رهرو راه توحيد و خداپرستى خالى شود يا به
[١]. ان النملة لتظن ان لربها ذوأبتين كذؤابتيها