خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٢
حيات گفت. برتر اند راسل، فيلسوف و رياضىدان معروف انگليسى، در كتابى به نام «مفهوم نسبيت انيشتين» نظريات او را درباره نسبيت به زبانى ساده بيان كرده است.
عبارت ذيل از سخنان مشهور اينشتين است: «حس دينى قوىترين و شريفترين سرچشمه تحقيقات علمى است. ديانت من عبارت از يك ستايش نارساى ناقابل نسبت به روح فائق نامحدودى است كه خود را ظاهر مى سازد تا ما بتوانيم با مشاعر ضعيف خود درك كنيم. آن ايمان درونى و وجود يك چنين قدرت شاعر فائق كه خود را در جهان غيرقابل درك ظاهر كرده اعتقادات من را نسبت به خدا تشكيل مى دهد» (كتابهاى «جهان و دكتر اينشتين»، «ارتباط انسان و جهان» جلد سوم).
٢- حضرت امير المؤمنين عليه السلام نخستين خطبه نهج البلاغه كه جامعترين سخنى است كه از زبان انسانى درباره توحيد و صفات خدا شنيده شده، مى فرمايد: «و كمال الاخلاص له نفى الصفات عنه؛ كمال توحيد خالص خداوند نفى كليه صفات ممكنات از ذات مقدس اوست.»
٣- يك پرسش در اينجا مطرح مى شود: مفردات قضا يا و بسائط مركبات كه سرمايه اصلى فكر بشر هستند از چه راهى و از كجا وارد ذهن او مى شوند؟
پرسش فوق از مدتها قبل مورد توجه و اختلاف نظر متفكران بوده است. افلاطون (از زعماء فلاسفه الهى) قائل به تقدم عقل بر حس و ادراك كليات بر جزئيات بوده است. شاگرد او ارسطو (زعيم مكتب مشاء) نظرى مخالف داشت و معتقد بود ادراك جزئيات مقدم بر ادراك كليات هستند.
حكماى اسلامى نظر ارسطو را پذيرفتند. به نظر آنان نفس انسان در زمان كودكى در حال بالقوه و استعداد محض است. در اين موقع ذهن انسان واجد هيچ معلوم و صورت معقولى نيست. از سوى ديگر به نظر آنان ادراك جزيى حسى مقدم بر ادراك كليات عقلى هستند.
اين دانشمندان تصريح كردهاند كه تمام تصورات عقلى امورى انتزاعى هستند كه عقل آنها را از صدور محسوس انتزاع كرده است.