خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٤
با سرعتى كه ذكر شده در فضا انتشار مى يابند كه شبيه انتشار امواج آب است. از آنجا كه «موج» احتياج به ماده سيّالى دارد كه بر آن سوار شده تا به هر سو برود، طرفداران فرضيه موجى نظريه «اتر» را پيش كشيدهاند و اينان معتقدند حامل امواج نور مادهاى است بىرنگ و بىوزن و بىبو و ... و بىنهايت سيّال كه تمام فضاى ما بين كرات و سيارات را پر كردهاست.
درواقع، امواج مختلف اين ماده است كه گاهى به صورت نور و گاهى به صورت صوت و گاهى به صورت حرارت و طبق نظريه اخير گاهى هم جسم و ماده معمولى ظاهر مى شود.
٢٧- مرحوم دهخدا در كتاب نفيس «لغت نامه» خود درباره ماده اثير چنين مى نويسد: اثير يا اترEtherسايلى بىوزن، رقيق و تنك كه طبق عقيده قدماء فضاى فوق هواى كره زمين را فرا گرفته است. به عقيده برخى از فلاسفه قديم، روح عالم سايلى بىوزن قابل قبض و بسط كه آن را پر كرده و در همه اجسام نافذ است. فريد وجدى در جلد اول «دائرة المعارف» درباره ماده «اثير» مى نويسد:
فلاسفه يونان و قدما، از فلسفه غرب درباره «اتر» نظرهايى غير از آنچه كه دانشمندان امروز مى گويند، داشتند، «اورقيه» اتر را ماده اصلى جهان مى پنداشت و فيثاغورس آن را روح كلى و منشاء ارواح جزيى مى دانست، و «آنكسا غورس» آن را اصل آتش مى دانست و افلاطون مى گفت اتر عبارت از مادهاى است خفيفتر و سبكتر از هوا. اما از نظر دانشمندان جديد ماده است در نهايت لطافت و تمام جهان را پر كرده و حامل امواج نور و حرارت و ...
مى باشد. و بعد از چند سطر مى گويد:
اولين كسى كه نظريه موجى را در انتقال نور طبق فرضيه اتر پيش كشيده «هوجنس» دانشمند علوم طبيعى بود.
٢٨-/ ارنست هگلHaeckel Hrnest(١٨٣٤- ١٩١٩) دانشمند آلمانى در كتاب خود «وحدت وجود» اتر را به عنوان مبدأ، كاوراء الطبيعى قبول مى كند و چنين مى گويد: «اين ترقى در ادراك «اتر» موجب اقتدار نهايى فلسفه وحدت وجود مى گردد زيرا آراء فاسده كه فراغ را نشان مى داد به كلى پوچ و بىمعنى مى شود و اين