خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٥
وجود غيرمتناهى اگر چه پر از ماده نيست وليكن تمامى آن را «اتر» اشغال كرده است. بلى، اگر نظريه «اتر» را مانند قانون و عقيده و ايمانى اخذ كنيم ممكن است شكل معقولى براى دين بوده باشد؟ به اين بيان كه مقابل ماده جامده «اتر متحرك» را خالق كل عالم قرار دهيم! ...
عالىترين پديده طبيعى غيرآلى را مى توان با تمامى پديدههاى آلى، بدون تفاوت تشريح نمود و از آنجا كه هر يك آنها در صدور از يك اصل شريكند، ممكن است اين اصل «اتر» را «اله» عمومى قرار داده و نتيجه اين نظريه عدم منافات وجود خالق با علوم طبيعى است (نقل از كتاب «على اطلال المذهب المادّى» تأليف فريد وجدى، جلد اول، صفحه ٥٨).
٢٩- از زمان قديم اين اشكال مطرح بوده كه چگونه به خداى ناديده ايمان بياوريم؟ حتى در صدر اسلام نيز مشركان و ملحدان اين اعتراض را به پيشوايان بزرگ دين بيان مى كردند اما امروز علماء مادى آن را در ريخت علمى مطرح مى كنند. آنها مى گويند تا چيزى از دريچه علوم طبيعى مورد بررسى قرار نگيرد قابل قبول نخواهد بود. اساس مطلب اين است كه عالم ماوراء طبيعت را نمى توان از طريق علوم طبيعى بررسى كرد و آن خدايى كه علوم طبيعى اثبات مى كنند مورد قبول خداپرستان نخواهد بود. آنچه علوم طبيعى بيان و قادر به اثبات آن است و خواص ماده است. حال چگونه موجودى كه خود مادى و طبيعى است خالق ماده باشد؟ اما خداوند از عوارض ماده به كلى منزه است. بنابراين انتظار كشف خداوند در آزمايشگاهها يا زير چاقوى جراحى يا از پشت تلسكوپها، يك انتظار بيهوده و غيرمعقول است. براى توضيح بيشتر مى توانيد به كتاب «آفريدگار جهان» مراجعه كنيد.
٣٠- فقال الشمس جزء من سبعين جزء من نور الكرسى و الكرسى جزء من سبعين جزأ من نورالعرش و العرش جزء من سبعين جزء من نور الحجاب و الحجاب جزأ من سبعين جزأ من نور السترفان كانوا صادقين فليملئوا اعينهم من الشمس ليس دونها سحاب (وافى. جلد اول.
صفحه ٨٤، نقل از كافى)