خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٩ - عواقب خطرناك جبر
اين نظريه مى توان گفت همان قدر كه انكار اصل آزادى اراده يا عقيده به جبر غلط است به همين اندازه چنين آزادىِ بىحد و حسابى هم غلط است. مهم اين است كه اين دو پرتگاه مشخص شوند و از اين بين بتوان راه سوم را يافت.
قبل از بيان و توضيح بيشتر راه سوم، بهتر آن است كه عواقب خطرناك هر يك از دو نظريه جبر و تفويض را از نظر «عقيده و عقل» تشريح كنيم.
عواقب خطرناك جبر
هر يك از اين دو نظريه انحرافى، راههاى خطرناكى هستند و به اين جهت به نتايج و عواقب غيرقابل جبرانى منتهى مى شوند. ما در اينجا به چند نتيجه شومى كه عقيده جبر بدنبال خود مى آورد، به اختصار و با بيانى روشن اشاره مى كنيم:
١- انكار اصل عدالت: پيروان مكتب جبرى مجبور مى شوند به خاطر نظرشان، خدا را عادل ندانند. اين چه عدالتى است كه خداوند موجودى را مجبور به انجام دادن كارى كند و سپس بخواهد او را به خاطر انجام آن كار مؤاخذه كند و به كيفر برساند؟!
اگر به راستى ما مجبوريم و در افعال خود كوچكترين اختيارى از خود نداريم، پس حساب و كتاب و كيفر و پاداش چه معنى دارد؟! بايد پذيرفت كه نفى آزادى اراده و كيفر و پاداش، دو چيز غير قابل جمع هستند كه با عدالت خداوند سازگار نيستند.
به خاطر اين محذور كه براى آنان بسيار سنگين بود، برخى سعى