خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٨ - توضيح اين كه
كنيم و با عضلات و سيستم عصبى نيرومند خود اجسام سنگين را از زمين بلند مى كنيم. اين است وضع صفات ما كه نه عين يكديگرند و نه عين ذات.
صفات خداوند مانند صفات ما نيستند بلكه ذات او عين علم، عين قدرت، عين حيات و ادراك است. در اين صورت، ديگر علم او گوشهاى از ذات او را تشكيل نمى دهد و قدرت گوشه ديگرى را. تمام ذات او عين علم و تمام علم او عين قدرت اوست و همچنين قدرت او هم عين علم اوست.
ممكن است براى اشخاص زيادى سخت باشد تا بتوانند چنين چيزى را تصور كنند. آنها حق دارند، زيرا كيفيّات و حالات ما چنين نيستند. ما با صفات و حالاتى خو گرفتهايم كه هر يك گوشهاى از وجود ما را پر كرده است و با يكديگر اختلاف دارند و جدا از هم هستند. پس درك صفاتى كه همگى با ذات يكى باشند و بين آن صفات هم وحدت باشد، چيزى است كه تاكنون تجربه نشده و از حوزه ديدهها و شنيدههاى ما بيرون است و از اين جهت احتياج به تأمل دارد. چارهاى نيست، بايد با يك مَثَل، تا حدودى مطلب را به ذهن نزديك كنيم:
نور و شعاع نورانى را در نظر بگيريد. همه چيز در پرتو آن روشن و هويداست، بنابراين «كاشف بودن» و «آشكار ساختن» يكى از صفات و كيفيات نور است. آيا اين صفت در گوشهاى از نور قرار گرفته است يا اين كه نور سرا پا «كاشف بودن است»؟ پاسخ روشن است. چنين نيست كه قسمتى از نور آشكار كننده موجودات و قسمتى ديگر از آن آشكار