خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٣ - يك مسئله جنجالى
صورتى كه نمى توان الكترونهاى آزاد شده از دو بمب اتمى كه هزاران انسان بىگناه را كشت، به دادگاه آورد و محاكمه كرد، خلبانهاى حامل آن هواپيماها و تمام كسانى كه در آن عمل دست داشتند را نمى توان محاكمه كرد و اصولًا مقصر دانست. آيا صحيح است كه كسى را وادار به انجام عملى كرد و بعد او را به خاطر انجام آن عمل محاكمه كرد؟ با قبول اصل جبر نه تنها دادگاههاى موجود در جامعه بشرى بىمعنا و ظالمانه است بلكه دادگاه خداوند در روز رستاخيز نيز بىمعنا خواهد بود!
پيروان اين عقيده در برابر اين ايراد به قدرى دست و پاى خود را گم كردهاند كه اصل «عدالت» را منكر شدهاند. به نظر آنان، خداوند هر چه كند عين عدالت است. درباره او عدالت و ظلم مفهومى ندارد.
همه جهان مال اوست و هر چه بخواهد انجام مى دهد يا به اصطلاح «فعال مايشاء» است. قضاوت او عين عدالت است، حال به هر صورتى كه باشد. اگر او تمام پيامبران و اولياء دين خود و انسانهاى نيك جهان را به دوزخ اندازد و دچار عذاب و قهر خود كند يا اگر تمام كافران و گمراهان را به بهشت خود ببرد و به آنان راحتى و آسايش دهد، يعنى در هر صورت، قضاوت او عين عدالت است. درباره قضاوت خداوند هيچ جاى گفتگو و بحثى نيست و نمى توان اعتراضى كرد!
به خوبى روشن است كه در «تنگناى قافيه جبر»، كار پيروان اين عقيده به چه جايى كشيده شده است. آنان به ناچار در مورد خداوند روى اصل عدالت خط بطلان كشيده و مطالبى را بيان كردهاند كه خوانندگان محترم، شايد تا آنها را، خودشان نخوانند، باور نكنند.