خدا را چگونه بشناسيم - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠١ - يك مسئله جنجالى
نمى شود و اگر تعجب نمى كنيد بايد گفت براى همين مسئله گاهى نزاعها و زد و خوردهاى خونين ايجاد شده كه احتمالًا كُشت و كشتارهايى نيز روى داده است.
كسانى كه به پيدايش فرقههاى اسلامى به خصوص دو فرقه از اهل تسنن يعنى «اشاعرة» ٤٥ و «معتزله» ٤٦، آشنايى دارند، به خوبى مى دانند بحث و مجادله درباره اين مسئله، مبدل به چه درگيريهاى خشونتبارى شده است. ٤٧
مباحث ديگرى وجود دارد كه مربوط به اين بحث است و به همين دليل دامنه نزاع به آنها نيز كشيده شده است. ما در اينجا به سه بحث اشاره مى كنيم كه در اين كتاب مورد نظر است.
١- در بحث توحيد: طرفداران عقيده «جبر» يعنى عدم آزادى اراده عقيده دارند بدون عقيده به جبر «توحيد كامل» ممكن نيست. به نظر اين افراد عقيده به آزادى اراده و آزادى كامل بشر در اعمال و رفتار خود باعث مى شود تا به جاى اعتقاد به توحيد، در جهان «دو آفريدگار» وجود داشته باشد. به عبارت روشنتر، جهان يك «آفريدگار بزرگ» دارد و يك «آفريدگار كوچك»؛ يعنى يك خدا وجود دارد كه جهان را خلق كرده است و يك انسان كه اعمال خود را خلق مى كند. شايد اعتراض شود كه بين اين دو خلق فرق زيادى وجود دارد اما حقيقت اين است كه خلقت، خلقت است و كوچك يا بزرگ بودن آن اصل خلقت بودنش را نفى نمى كند.
بنابراين عقيده به آزادى اراده به شرك منتهى مى شود. در اين صورت خداوند متعال آفريدگار هر چيزى است و به جز افعال و كردار