فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٩٢ - تأملى در دائرة المعارف فقه على بن ابى طالب(ع) خالد غفورى
مىشود؟ گفت: «همواره محدثان حديث او را پذيرفتهاند». (٣٩)
ـ شعبى از طرف برخى ـ همچون ابراهيم نخعى ـ به دروغ گويى وصف شده است. حسن بن على خولانى گفته است: نعيم بن حماد از ابو معاويه از اعمش روايت كرده است: نزد شعبى بودم، يادى از ابراهيم شد. وى گفت: وى شبها نزد ما مىآيد و در روز براى مردم حديث نقل مىكند. پس آمدم نزد ابراهيم و اين مطلب را به او خبر دادم. گفت: او از مسروق سخن مىگويد، به خدا سوگند هرگز چيزى از او نشنيده است». (٤٠)
ـ ابن عبدالبر ـ به دنبال حكايت تكذيب شعبى از طرف ابراهيم نخعى ـ گفته است: به گمانم شعبى سزاى اين سخن خود را ديد كه در مورد حارث همدانى گفت: حارث يكى از كذّابين است، ولى بيان نكرد كه دروغ او چه بود. او از حارث فقط براى افراطش در دوستى با على(ع) و برتر دانستن آن حضرت از ديگران، خشمگين بود و به همين جهت ـ خدا داناتر است ـ او را تكذيب كرده است؛ زيرا شعبى اعتقاد داشت كه ابو بكر برتر است و او اولين فردى است كه اسلام آورد. (٤١)
ـ قرطبى مىگويد: «شعبى، حارث را به دروغ گويى متهم كرده است كه سخن درستى نيست و از حارث دروغى بيان نكرده است. فقط براى افراطش در دوستى با على(ع) و برتر دانستن او بر ديگران از حارث خشمگين بود و از اين رو، ـ خدا داناتر است ـ او را تكذيب كرده است؛ زيرا شعبى اعتقاد داشت كه ابوبكر برتر است و اولين كسى است كه مسلمان شد.
ـ احمد بن صالح مصرى مىگويد: حارث اعور، ثقه بود و آنچه از على نقل كرده، خوب و دقيق است و او را ستوده. به او گفته شد: شعبى گفته كه او دروغ
(٣٩) المزى، جمال الدين ابو حجاج يوسف، تهذيب الكمال في أسماء الرجال، ج٥، ص ٢٤٩.
(٤٠) ابن عبدالبرّ، ابو عمر يوسف بن عبداللّه نمرى، جامع بيان العلم و فضله، ج٢، ص ١٥٤.
(٤١) همان.