فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١١ - عيوب موجب فسخ نكاح آیت الله رضا استادى
است صادق است، در حالتى كه عدم جعل حكم از سوى كسى كه تشريع به دست اوست، سبب ضرر شود نيز صادق است.
مؤيّد استظهار قول اول از حديث لاضرر آن است كه برخى از فقها براى اثبات مجوز فسخ در عيوب مخصوص و منصوص، در كنار روايات خاصه، به حديث لاضرر نيز استناد كردهاند.
شيخ انصارى در كتاب نكاح مىگويد:
آيا جذام و پيسى در مرد، عيب [مجوّز فسخ] محسوب مىشود؟ در آن دو قول است. اشهر اين است كه عيب محسوب نمىشود و از قاضى اسكافى و شهيد ثانى حكايت شده است كه عيب محسوب مىشود، به دليل عموم روايت صحيح: «إنّما يردّ النكاح من البرص و الجنون و الجذام و العفل» و به سبب اينكه به ضرر منجر مىشوند؛ چون جذام و پيسى به نظر همه پزشكان از امراض مسرى است... لكن به اين استدلال پاسخ داده شده است كه اين روايت صحيح، مختصّ به زن است... و رهايى از ضرر نيز اين گونه امكانپذير است كه حاكم، شوهر را در فرض وجود ضرر به سبب آميزش و معاشرت، مجبور به طلاق مىكند. علاوه بر اينكه لازمه چنين قولى اين است كه در همه امراض مسرى قائل به ثبوت حق فسخ شويم. (٢١)
علامه در مختلف مىگويد:
بنا به نظر مشهور، پيسى و جذام به زن اختصاص دارد. بنابراين ازدواج به سبب اين دو عيب در شوهر، فسخ نمىشود. ابن براج در كامل اين نظر را پذيرفته است و در مهذب مىگويد: اين عيب ميان زن و مرد مشترك است. ابن برّاج به عموم حديث امام صادق(ع) استدلال كرده است كه مىفرمايد: «إنّما يردّ النكاح من البرص و الجذام و الجنون والعفل»، و نيز به سبب آنكه
(٢١) كتاب النكاح، ص٤٣٤.