فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٣ - نماز خوف در قرآن روح اللّه ملكيان
اين زمينه وارد شده، يكى آيه {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَتُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّه } ؛ (٢١)(اى كساني كه ايمان آوردهايد نشانههاى خدا را حلال نشماريد» و ديگرى آيه {ذَلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ } ؛ (٢٢) امر اين است و كسى كه علامتهاى خدا را بزرگ بشمارد، پس همانا آن از پرهيزكارى دلها است». دلالت اين دو آيه بر وجوب به اين معنا نيست كه اين دو آيه مدلول آيه اول در جواز را به وجوب بر مىگردانند .
علت يادآورى اين مطلب كه امر روشنى است، اين است كه استدلال كسانى را ابطال كنيم كه براى وجوب قصر نماز به اين آيه تمسك كرده و گفتهاند: سعى بين صفا و مروه قطعاً واجب است، با اينكه خداوند فرموده است : {فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَو اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَ } ؛پس قصر نماز نيز همين گونه است. «قصر» ـ در مقابل طول ـ اسقاط بعضى از اجزاى يك چيز همراه با بقاى ماهيت آن است و آيه تعبير به «قصر از نماز» كرده نه «قصر نماز» و اختلاف لفظ اين دو ظهور در اختلاف معنايشان دارد و شايد اوّلى اسقاط بعضى از اجزاى نماز با حفظ عدد نمازها است و دومى اسقاط بعضى از نمازها به طور كامل است. پس قصر نماز، قصر افراد نماز است و قصر از نماز، قصر اجزاى نماز است يا اينكه اوّلى قصر كيفيت است و قصر نماز، قصر كمّيّت آن يا اينكه اوّلى با نماز كه از اهمّ واجبات است، مناسب تر است ؛زيرا قصر از چيزى با بزرگداشت آن مناسب تر از قصر خود آن چيز است. به هر حال، مراد از قصر از نماز واضح است و آيه بعد نيز آن را توضيح مىدهد .
«ال» در «الصلاة» براى عهد ذكرى نيست؛ چون در آيات قبل «صلاة» ذكر نشده است، بلكه براى عهد ذهنى است؛ يعنى نمازى كه نزد مسلمان ها معهود و در سفر و حضر بر آنها واجب بوده است . اين نماز ، خصوص يكى از نمازهاى روزانه مثلاً نماز
(٢١) سوره مائده، آيه ٢.
(٢٢) سوره حج، آيه ٣٢.