تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٨ - تحليلى درباره اين اصل
به طورى كه جوانان و فرزندان ما حتى از دوران كودكى اين معنى را ادراك كنند، يعنى با تمام وجود احساس كنند كه اسلام مساوى با سربلندى و افتخار است. البته اين وظيفه رهبر جامعه است كه با تقويت روح ايمان و ايجاد روحيه سلحشورى در مردم و بالا بردن توان نظامى و دفاعى جامعه، به اين هدف و آرزو كه هيچ قدرت مخالفى، جرات كمترين تجاوز و تعرضى را به مرزهاى مسلمين نداشته باشد، جامه عمل بپوشاند، و اجازه ندهد كه آنها تحت هيچ شرايطى تحقير بشوند، زيرا در چنين جامعهاى اوضاع براى رشد و ترقى انسان مساعد نيست. پس يكى از ادله لزوم حفظ عزّت و سيادت، براى جامعه اسلامى اين است كه رشد و بالندگى افراد آن در هر زمينه اى، در سايه همان احساس عزت و عظمت، امكان پذير است و بر عكس يك جامعه سرخورده كه خود را تحت سيطره و بهره كشى كافران احساس كند، به تدريج شخصيت و هويت اسلامى و منش انسانى خود را از دست مىدهد و زمينه زبونى و پستىاش در نسلهاى آينده فراهم مىگردد.
اين در مورد رابطه فرد با جامعه است. اما همين رابطه در سطح بين المللى براى جوامع اسلامى نيز مطرح است. به اين معنا كه اگر در سطح جهانى افتخار و عظمت و عزت و سيادت، براى جامعه هاى مسلمان پذيرفته شود، طبعاً زمينه بالندگى آنها فراهم خواهد شد و در نتيجه جوامع ديگر نيز به اسلام گرايش و رغبت پيدا خواهند كرد. در صورتى كه اگر جوامع مسلمان در روابط بين المللى با مسائل جهانى به گونهاى برخورد كنند كه موجبات ذلت و تحقيرشان فراهم گردد، خداى نخواسته شكست اسلام را در سطح جهانى به دنبال خواهد داشت.
بنابراين، اگر در جامعه اجازه داده شود كه كسانى به اسلام هجوم بياورند و مسلمانها در آن جامعه احساس حقارت كنند اين جامعه محيط