تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٧ - اهميت تلاش و مبارزه فرهنگى در زمان حاضر
افكار است. اين وابستگى سرمنشأ همه وابستگى هاست كه ما داريم. اگر ما وابستگى فرهنگ داشته باشيم، دنبالش وابستگى اقتصادى هم هست، وابستگى اجتماعى و سياسى هم هست، همه اينها هست».(٧/٨/٥٨)
و نيز فرمود: «اگر فرهنگ جامعهاى وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد، ناچار ديگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرايش پيدا مىكند و بالاخره در آن مستهلك مىشود و موجوديت خود را در تمام ابعاد از دست مىدهد. استقلال و موجوديت هر جامعه از استقلال فرهنگى آن نشأت مىگيرد ...».
آن بزرگ مرد مىدانست كه اگر ملتى فرهنگ كفر را بپذيرد، ايدئولوژى و عقايد كفر آميز را نيز خواهد پذيرفت و يا لااقل در اعتقادات دينى خود سست خواهد شد، و اين همان هدفى است كه كافران در هجوم فرهنگى بر مسلمين دنبال مىكنند. آنها با صراحت گفتهاند كه هدفشان از تبليغاتى كه در كشورهاى اسلامى انجام مىدهند، ترويج مسيحيت به اميد مسيحى شدن مسلمانها نيست، بلكه كمال آرزويشان اين است كه نسبت به اعتقادات و باورهاى دينى، در قلب جوانان مسلمان شك و ترديد ايجاد كنند تا عقايدشان ضعيف و ايمانشان به كفر ستيزى و خدا جويى سست گردد، آنگاه كاملا از هويت مذهبى و ملى و آرمان خواهى خود دست بردارند و رفتارهاى غربى را در همه شؤون زندگى، الگوى خود قرار دهند. واضح است كه در اين صورت، دشمن سلطه گر خود را در قله پيروزى احساس مىكند، چرا كه حتى سربازان حريف را نيز به اردوى خود آورده و با اهداف خويش همداستان كرده است.
هم اكنون، دشمنان اسلام با اعزام تعداد بسيار از مبلغين مسيحى به سراسر جهان و به خصوص مبلغينى كه در كشورهاى آفريقايى مستقر