تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٠ - ٣ـ ديرپائى مسائل فرهنگ
در مسئله اقتصادى وقتى بحرانى پيش مىآيد و گرانى و تورم همه را مىآزارد، مردم فرياد اعتراضشان بلند مىشود و دولت مجبور است براى حل بحران برنامه ريزى كند؛ اما مسائل فرهنگى اينچنين نيست، نه گلوى كسى را فشار مىدهد و نه داد كسى را درمى آورد، بدون ايجاد حساسيت به آرامى جاى خود را در جامعه باز مىكند و اثر خود را مىبخشد و اگر كسى نيز هشدار بدهد جدى گرفته نمىشود. چگونه است كه پس از اين همه تأكيد از سوى ولى فقيه حتى آنان كه معتقد به ولايت فقيه هستند و اطاعت ولى فقيه را مثل اطاعت امام معصوم بر خود واجب مىدانند، «الراد عليه كالراد علينا و هو على حد الشرك بالله»، حساسيت چندانى نسبت به اين مسأله از خود نشان نمىدهند، اين ويژگى مسأله فرهنگى است. بحرانها و مسائل فرهنگى، داد مردم را درنمى آورد، مگر اينكه در مسائل مادى و زندگى محسوس مردم تأثير بگذارد، آنگاه فرياد اعتراض مردم بلند مىشود. وقتى در خانواده ها ناسازگارى به وجود آمد و از هم گسيخته شد، دختران و پسران به انواع كجرويها عادت كردند، آنگاه ممكن است عدهاى در صدد چاره جويى برآيند و با اين حال هم معلوم نيست كه به ريشه يابى مسائل بپردازند. چه بسا، اگر دولت هم بخواهد در اين زمينه برنامه ريزى كند، درصدد برآيد كه بيمه عمومى و بررسيهاى روان درمانى را افزايش دهد و ريشه يابى نكند كه اين اختلالات اجتماعى و روانى از كجا پديد مىآيد و چرا جوانان ما به تبع جوانان غربى دچار دلهره و اضطرابند.
قابل عنايت است كه در مكتب اگزيستانسياليسم عنصر اصلى شخصيت انسان دلهره است. چون جوان مىبيند كه در جامعه غربى هيچ انسانى بدون دلهره نيست، تصور مىكند كه اصلاً انسانيت انسان در دلهره داشتن است. آنان نديدهاند مردمى را كه در جامعه اسلامى، در سايه