تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٥ - الف) راههاى ريشه  اى
دشمن قرار گرفت، در سخنرانى و مقاله خود از همان مايه ها استفاده مىكند؛ وقتى كه در صدر كارى قرار گرفت و رياست يا مديريت يك مجموعهاى را پذيرفت، براساس همان تئوريها كار مىكند؛ هنگامى كه در منصب سياستگذارى قرار مىگيرد، بر اساس همان تئوريهاى جامعه شناسى، علوم سياسى و فلسفه غرب عمل مىكند. دشمن در اين روش زود به نتيجه نمىرسد؛ چون اين دروس بايد در دانشگاه مطرح شود، دانشجو از آن متأثر گردد و به تدريج، در فكر او راسخ گردد و سپس در عمل او و ديگران اثر بگذارد و اين مراحل مدتها به طول مىانجامد؛ اگر چه كه دشمنان ما از گذشته شروع كردهاند و اكنون نيز در اين زمينه به نتايجى رسيدهاند و حتى برنامه هاى پنجاه ساله پيش بينى مىكنند. ولى متأسفانه هنوز روشنفكران متدين ما باور نكردهاند كه محتواى دروس برخى از دانشگاهى، بخصوص در رشته هاى علوم انسانى، وسيله و ابزارى براى استعمار و استثمار ماست.
ما براى بررسى و درمان مشكلات اجتماعى، كه ابتذال فرهنگى نيز يك پديده اجتماعى و به واقع يك آسيب اجتماعى است، بايد از آسيب شناسان واقعى اجتماع كمك بگيريم، نه از آنها كه در دانشگاههاى غربى درس آسيبشناسى جامعه خوانده اند؛ چون آنها براساس تئوريهاى غربى عمل مىكنند و براى شناخت جامعه سالم و مريض از قرآن و حديث كمك نمىگيرند، بلكه بر اساس ملاكهاى جامعهشناسى غرب به تشخيص مىپردازند. هنگام بررسى جوامع و دسته بندى مشكلات آنها، وقتى به جامعه مذهبى مىرسند، مىگويند: «جامعه مذهبى ويژگيهايى دارد؛ اولين ويژگى آن نفاق است؛ چون اعمالى مانند بى حجابى، ارتباطهاى نامشروع، شراب خوارى، تماشاى فيلمهاى مبتذل و... را به علت اينكه در