تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٢ - ب حوزه و دانشگاه
ناخواسته، در اين مسير حركت مىكنند و اين مقدمه پيروزى دشمن در اين تهاجم است. سخن آن گويندهاى كه بر عليه حوزه صحب مىبرد، ملت و جوانان را در مقابل روحانيت قرار مىدهد و مىگويد: «حوزه جاى تحقيق و چون و چرا نيست، بلكه جاى تقليد است. اسلام شناسان ما به كسى مجال چون و چرا نمىدهند.» مىتواند براى دشمنان ابزار خوبى باشد.
طرح سؤال هيچگاه ممنوع نبوده و نيست؛ ولى شيوه و روش بعضى از كسانى كه طرح سؤال و القاء شبهه مىكنند به گونهاى است كه اعتقاد و ايمان را از افراد ضعيف الايمان سلب مىكند و با مغالطاتى آنان را از يافتن جواب صحيح نااميد مىسازند. اقدام به اين روش مثل آن است كه شخصى به عدهاى بگويد كه شما بايد خود را به سلاح ضد مسموميت مجهز كنيد و براى اينكه آنها را به فكر تهيه آن بيندازد، يك كپسول گاز سمّى با خود بياورد و آن را باز كند، با اين توجيه كه همه بايد زودتر به فكر تهيه ماسك باشند. طبيعى است كه در اين صورت، قبل از تهيه ماسك عده زيادى از آنها تلف خواهند شد.
راه وادار كردن مردم به تحقيق و پرسش اين نيست كه در محيطى كه افراد آن از سطح علمى بالايى برخوردار نيستند، شبهه القا شود، سپس گفته شود كه «ما شبهات را مطرح مىكنيم، جواب آنها را خودتان بيابيد.» بسيارى از جوانان، خود نمىتوانند به اين شبهات پاسخ دهند؛ لذا، شبهه در ذهن آنها تثبيت مىشود. ايجاد شبهه هنر نيست، ارائه راه صحيح مهم است.
بنا بر اين، به نظر روحانيت برخى از روشنفكران ما در اشتباهند؛ چون راه مطرح كردن سؤال و شبهه اين نيست كه در مجامعى كه دانشجوبان رشته كشاورزى، دامپرورى و... هستند ـ كه كار اصلى آنها مطالعات اسلامى نيست و مبانى فقه، اصول، فلسفه و كلام را نمىدانند ـ شبهه فلسفى القا