تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٨ - الف عناصر سه  گانه فرهنگ اسلامى
معاد، وحى، روح، فرشته و معنويات مىگويند: «اينها افسانه و خيالبافى است، انسان بايد واقع بين و تحصلّى باشد، اثباتى فكر كند. اعتقاد به ماوراى طبيعت و آنچه نامحسوس است، ايده آليستى است. انسان منطقاً نمىتواند به هيچ چيز اعتقاد جزمى و يقينى پيدا كند، هر كس چنين اعتقادى داشته باشد، دگماتيست است.» امروز دنياى غرب مىگويد: «اصلاً اعتقاد به اين مطالب خرافات است. چيزى را كه نمىبينى و حس نمىكنى، نپذير؛ اگر بپذيرى خيالاتى و ايده آليست شده اى. اگر به چيزى اعتقاد پيدا كردى نسبت به آن تعصب نورز. هركسى براى خود عقيدهاى دارد، تو نيز اعتقاد خود را داشته باش؛ اما اصرار نكن كه حرف من حق است و حرف تو باطل. عيسى به دين خود، موسى به دين خود. حق ندارى به ديگران تحميل كنى تا اسلام را بپذيرند، حتى بت پرستى هم يك عقيده است. اگر كسانى بگويند كه فلان عقيده حق است و عقايد ديگر باطل و همه مردم بايد به حق ايمان بياورند وگرنه گمراهند و به عذاب آخرت مبتلا مىشوند همزيستى مسالمت آميز تحقق نمىيابد.»
اما قرآن چه مىگويد؟ به نظر قرآن يقين يكى از برترين ويژگيهاى انسانى و كمالات اخلاقى است. هنگامى كه صفات هدايت شدگان را برمى شمارد، آنها را داراى يقين مىداند: «و بالاخرة هم يوقنون».١ در مقابل، وقتى صفات مردمى را كه از هدايت به دور ماندهاند و راه ضلالت در پيش گرفته و سقوط كردهاند برمى شمارد، آنها را دچار شك و ترديد ذكر مىكند:«بل هم فى شك منها»٢؛ كسانى را كه در مسائل دينى داراى روح تسامح و تساهل هستند، نكوهش مىكند.
١ـ بقره / ٤.
٢ـ نمل / ٦٦.