تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٥ - ابزار استكبار براى پيشبرد مقاصد فرهنگى خود
است و از هر راهى كه باشد بايد آن را فرا گرفت و از آن استفاده كرد. ولى آنجا كه ارتباط با فرهنگ پيدا مىكند نبايد با مراتب تحميل ارزشهاى دشمن همراه شود. ما كه مىگوييم بايد با فرهنگ غرب مبارزه كرد يا استعمارگران مىخواهند فرهنگ خود را بر ما تحميل كنند به اين دليل است كه منظور آنها علمشان نيست. آنان هيچگاه نمىخواهند علمشان را به ما بدهند. اگر مىخواستند علمشان را به ما بدهند ما با آغوش باز استقبال مىكرديم. ما بايد با زحمت از علم آنها استفاده كنيم. دانشجويانى كه به خارج مىفرستيم به اين حقيقت اعتراف دارند كه استادان دانشگاههاى آنجا نمىخواهند به آنها چيزى ياد بدهند، بلكه مىخواهند آنها را سرگرم كنند و در رشته هايى بر ايشان تسهيلات فراهم كنند كه به درد آنها نمىخورد، مگر آنكه مطمئن باشند كه دانشجويان به كشور خود بر نمىگردند، آنجا مىمانند و براى آنها كار مىكنند. در اين صورت، حتى از چنين دانشجويانى استقبال هم مىكنند؛ چون دانشجويان ايرانى از سايرين باهوش ترند.
در سفرى كه به كانادا داشتم، يكى از پزشكان ايرانى شاغل به تحصيل در آنجا مىگفت: نخستوزير ايالت كبك كانادا در سخنرانى خود از متخصّصين ايرانى، كه در كانادا هستند تشكّر كرده است. سى و هفت هزار متخصّص ايرانى در كانادا وجود دارد كه اگر آنها نبودند دولت كانادا مجبور بود ميلياردها دلار صرف كند تا جاى آنها را پر كند. در يك كشور ٢٥ ميليونى كانادا، ٣٧ هزار متخصّص ايرانى! حتماً در آمريكا، چند برابر اين تعداد متخصّص وجود دارد.
از زمانى كه دانشجويان ما وارد مىشوند آنها را زير نظر مىگيرند؛ با آنها كه از استعداد بيشترى برخوردارند تماس مىگيرند و سعى مىكنند كه