تعدد قرائت ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١ - پيشينه تعدد قرائت ها در اسلام
بنابراين براى بررسى تاريخى و ريشهيابى اين بحث بايد به بيان مسأله «تفسير به رأى» بپردازيم. البته سخن در اين باره فراوان است، ولى براى رعايت اختصار، ما تنها به نقل بخشى از روايات بسنده مىكنيم:
١. قال رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) قال اللّه ـ جَلَّ جلالُه ـ ما آمَنَ بى مَنْ فَسَّرَ بِرَأْيِهِ كَلامى؛[١]پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمودند: خداى متعال فرموده است: «كسى كه سخن مرا بر اساس رأى خود تفسير كند به من ايمان نياورده است.
از اين روايت معلوم مىشود كه مقتضاى ايمان به خدا آن است كه مفسّر همان معنايى را بپذيرد كه عرف محاوره از كلام مىفهمد و مورد تأييد پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و ائمه اطهار(عليهم السلام) و عالمان اسلامى است. اگر او معناى مطابق با قواعد و اصول تفاهم را بىهيچ دليلى قبول نكند، اين در واقع بازى با الفاظ است. اگر در ظاهر بگويد، آيه را قبول دارم، اما معناى ديگرى براى آن بيان كند كه نه خدا و نه پيامبر(صلى الله عليه وآله) و نه هيچ امام يا عالِمى گفته است، چنين مفسّرى در واقع به خدا ايمان نياورده، بلكه هوس خود را حاكم كرده است. ايمان به خدا مستلزم اين است كه قرآن را همانگونه كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) و اهل بيت(عليهم السلام) و عالمان راستين معنا كردهاند، بپذيرد. جعل معنايى جديد با اين ادعا كه برداشت و قرائت تازهاى است، ايمان به هوس و دلخواه خود است نه ايمان به خدا.
٢. مَنْ فَسّرَ القرآنَ بِرَأْيِهِ فَقَدِ افْتَرى عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ؛[٢] كسى كه قرآن را به رأى خود تفسير كند بر خداوند دروغ بسته است.
راز يكى بودن تفسير به رأى با دروغ بستن بر خدا در اين است كه مفسّر
[١] صدوق، محمد، عيون اخبار الرضا(عليه السلام)، ج ٢، ص ١٠٧. [٢] همان.