تعدد قرائت ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢ - پيشينه تعدد قرائت ها در اسلام
مىداند كه معناى مراد خداوند را قبول ندارد و به جاى آن، مطلب ديگرى ارائه مىكند. پس با اين كار، دروغى بر خداوند مىبندد.
٣. مَنْ فَسَّرَ الْقُرآنَ بِرَأْيِهِ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِن النّار؛[١] كسى كه قرآن را به رأى خود تفسير كند، پس بايد جايگاه خود را در آتش (جهنم) فراهم كند.
از اين روايت نيز معلوم مىشود كه پايان راه كسانى كه با آيات خدا بازى كرده و به دلخواه خود چيزى را به خداوند نسبت دهند، جايى جز جهنم نخواهد بود.
٤. در نهجالبلاغه نيز نكاتى در باب تفسير به رأى وجود دارد؛ از جمله، در فرازى از خطبهاى چنين مىخوانيم:
وَ آخَرُ قَد تُسَمّى عالِماً وَ لَيْسَ بِهِ، فَاقْتَبَسَ جَهائِلَ مِنْ جُهّال وَ اَضاليلَ مِنْ ضُلاّل وَ نَصَبَ لِلنّاسِ اَشْراكاً مِنْ حَبائِلِ غُرور وَ قَوْلِ زور، قَدْ حَمَلَ الْكتابَ عَلى آرائِهِ وَ عَطَفَ الْحَقَّ عَلى اَهْوائِهِ... فَالصُّورَةُ صُورةُ اِنْسان وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حيوان، لا يَعْرِفُ بابَ الْهُدى فَيَتَّبِعَهُ و لا بابَ الْعَمى فَيَصُدَّ عَنْهُ وَ ذلِكَ مَيِّتُ الاْحْياءِ؛[٢] و فرد ديگرى است كه خود را عالم ناميده ولى (واقعاً) عالم نيست، مطالب جاهلانه و شبهه هايى را از نادانان و گمراهان اقتباس كرده و دام هايى از فريب و سخنان باطل براى (فريب دادن) مردم گسترده است، قرآن را بر آرا (و افكار) خود حمل (و تفسير) كرده و حق را به هوس هاى خود متمايل مى كند... صورت او صورت انسان و قلب او قلب جانور است، نه راه هدايت را مى شناسد تا از آن پيروى كند و نه راه كورى (و گمراهى) را تا (ديگران را) از آن باز دارد، و اين مرده اى است در ميان زندگان.
[١] فيض كاشانى، محمد، تفسير صافى، ج ١، ص ٣٥. [٢] نهجالبلاغه، ترجمه و شرح فيض الاسلام، خ ٨٦.