تعدد قرائت ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨ - اهميت شبهه تعدد قرائت ها
نيستند! آنها معتقدند كه قواعد ادبى و واژهشناسى و اصول محاوره عقلايى هيچ يك در فهم متون دينى معتبر نيست و آنچه ملاك است ذهنيت خود مخاطب است و فهمى كه به مقتضاى موقعيت خود از اين متن دارد.از اين رو آنان هيچ ابايى ندارند كه براى يك آيه يا روايت، معنايى را برخلاف قواعد ادبيات عربى و فهم عرفى بيان كنند! و از اين بالاتر، آنان براى كل اسلام ـ صرف نظر از آيات و روايات و ادله عقلى ـ قرائت جديدى مطرح مىكنند و برداشت مسلمانان را از صدر اسلام تاكنون قرائت سنّتى مىنامند. آنان مىگويند: «خداوند كه مبدأ و مبدع جهان و انسان است انسان و تمدنسازى او را قبول دارد و او را به گونهاى آفريده است كه با احساسات و عقل و منطق، مشكلات زندگىاش را حل مىكند.... تدبير براى اداره زندگى كه اسم آن را تمدن و فرهنگ مىگذاريم به عهده خود انسان است.»[١] بر اين اساس كل آنچه تحت مقوله فرهنگ و تمدن قرار مىگيرد، و از آن جمله، احكام حقوقى، جزايى و روابط بينالملل، مسايل اعتقادى، ارزشهاى اخلاقى و... همه به عهده خود انسان است! معناى اين سخن آن است كه خداوند نه حكمى براى زن و مرد تعيين كرده و نه شيوهاى براى زندگى زناشويى و غير آن. بلكه هرچه انسان خود بخواهد همان درست است و چون انسانها در كشورهاى مختلف، فرهنگها و خواستهاى متفاوت و چه بسا متضادى دارند، همه برداشتها بايد درست باشد.
از اين بالاتر، گفتهاند: مسأله اين است كه در حال حاضر واقعاً اثبات قطعى حقانيت يا بطلان يك دين غير ممكن شده است و هيچ راهى نيست كه
[١] ن.ك: مجتهد شبسترى، محمد، نقد قرائت رسمى از دين، ص ٤٩٩ و نيز ص ١٠٣ و ١٠٤.