تعدد قرائت ها
(١)
پيش گفتار
٩ ص
(٢)
بخش اول
١١ ص
(٣)
تعدد قرائت ها
١١ ص
(٤)
بيان مدعا و زمينه هاى ظهور
١١ ص
(٥)
مفهوم شناسى قرائت
١٣ ص
(٦)
مدعاى نظريه تعدد قرائت ها
١٤ ص
(٧)
زمينه هاى طرح نظريه تعدد قرائت ها در غرب
١٤ ص
(٨)
1 ناسازگارى مفاد كتاب مقدس با اكتشافات علمى
١٥ ص
(٩)
2 اختلافات مذهبى
١٧ ص
(١٠)
اهداف و انگيزه هاى طرح بحث تعدد قرائت ها در ايران
١٨ ص
(١١)
1 انگيزه سياسى
١٨ ص
(١٢)
2 انگيزه روانى
٢١ ص
(١٣)
زمينه هاى رشد نظريه تعدد قرائت ها در فرهنگ ما
٢٢ ص
(١٤)
1 قرائات مختلف آيات قرآن
٢٢ ص
(١٥)
2 وجود آيات متشابه
٢٤ ص
(١٦)
3 تفسير به رأى
٢٥ ص
(١٧)
4 تأويل داشتن آيات
٢٥ ص
(١٨)
5 تفسيرهاى مختلف براى برخى از آيات
٢٦ ص
(١٩)
6 بحث ظاهر و باطن قرآن
٢٦ ص
(٢٠)
اهميت شبهه تعدد قرائت ها
٢٧ ص
(٢١)
پيشينه تعدد قرائت ها در اسلام
٣٠ ص
(٢٢)
بخش دوم
٣٥ ص
(٢٣)
دست آويزها
٣٥ ص
(٢٤)
دست آويز اول باطن داشتن آيات قرآن
٣٧ ص
(٢٥)
توضيحى در باب تفاسير باطنى
٤١ ص
(٢٦)
اشاره اى به دلايل لزوم توجه به ظاهر قرآن
٤٢ ص
(٢٧)
دست آويز دوم وجود متشابهات در قرآن
٤٤ ص
(٢٨)
خاستگاه بحث متشابهات
٤٤ ص
(٢٩)
راه مواجهه با آيات متشابه
٤٦ ص
(٣٠)
دست آويز سوم اختلافات مذهبى و تعدد فتاوا
٤٧ ص
(٣١)
دست آويز چهارم تاريخ مندى احكام اسلام
٤٨ ص
(٣٢)
دست آويز پنجم نمادين بودن زبان دين
٥٠ ص
(٣٣)
نمونه اى از تفسير سمبليك قرآن
٥١ ص
(٣٤)
تعارض قرائت هاى متعدد با ادلّه عقلى و نقلى
٥٤ ص
(٣٥)
تمثيلى بودن مطالب قرآن
٥٨ ص
(٣٦)
بخش سوم
٦١ ص
(٣٧)
تبيين نظريه مختار
٦١ ص
(٣٨)
ميزان تأثير پيش دانسته ها در فهم متن
٦٣ ص
(٣٩)
وجود دانش يقينى در هر حوزه معرفتى
٦٧ ص
(٤٠)
مسايل يقينى و غيريقينى دين
٦٨ ص
(٤١)
علل غيريقينى بودن برخى از احكام دينى
٦٩ ص
(٤٢)
الف) ضعف سند
٦٩ ص
(٤٣)
ب) از بين رفتن قراين روايات
٧٠ ص
(٤٤)
ج) از بين رفتن بسيارى از روايات
٧٠ ص
(٤٥)
محدود بودن فتاواى اختلافى
٧٢ ص
(٤٦)
اختصاص فتوى و نظريه پردازى به متخصّصان
٧٢ ص
(٤٧)
انكار ضرورى دين و ارتداد
٧٤ ص
(٤٨)
محدوده پذيرش قرائت هاى مختلف
٧٦ ص
(٤٩)
الف) قرائت الفاظ
٧٦ ص
(٥٠)
ب) تعدد معانى واژگان
٧٦ ص
(٥١)
ج) قرائت پذيرى برخى از احكام فقهى
٧٧ ص
(٥٢)
نفى قرائت پذيرى همه احكام
٧٧ ص
(٥٣)
قرائت ناپذيرى عقايد اساسى
٨٠ ص
(٥٤)
شرايط قرائت پذيرى متون
٨١ ص
(٥٥)
1 عدم وجود دليل قطعى
٨١ ص
(٥٦)
2 روش مند بودن
٨١ ص
(٥٧)
3 پذيرش در مقام اثبات
٨١ ص
(٥٨)
نمونه هايى از قرائت هاى باطل
٨٢ ص
(٥٩)
برخى از پى آمدهاى نظريه تعدد قرائت ها
٨٥ ص
(٦٠)
الف) احياى بدعت ها و ترك سنّت ها
٨٥ ص
(٦١)
ب) لغو و بيهوده شدن دين
٨٦ ص
(٦٢)
تعدد قرائت ها، خطرناك ترين حيله شيطان
٨٧ ص
(٦٣)
جايگاه بدعت در روايات
٩٧ ص
(٦٤)
رسالت عالمان راستين در برابر بدعت گذارى و تعدد قرائت ها
٩٩ ص
(٦٥)
فهرست منابع
١٠٣ ص
(٦٦)
فهرست اعلام
١٠٥ ص
(٦٧)
فهرست آيات
١٠٩ ص
(٦٨)
فهرست روايات
١١١ ص

تعدد قرائت ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٨ - تعدد قرائت ها، خطرناك ترين حيله شيطان

زشتى كه در ميان آنان رواج دارد توجيه شود! آرى، امروزه كسانى كه ازدواج را عملى حيوانى و پليد تلقى مى‌‌كنند و آنرا در شأن شخصيت‌‌هاى دينى نمى‌‌دانند خود مبتلا به چنين عادتى به غايت زشت هستند.

و سرانجام چنان‌‌كه پيش از اين در مبحث اهميّت شبهه تعدد قرائت‌‌ها گفتيم، امام صادق(عليه السلام) نيز در باره رنج حضرت مهدى(عليه السلام) از دست معاصران خود پس از ظهور، فرموده است: اَتَى النّاسَ وَ كُلُّهُمْ يَتَأَوَّلُ عَلَيْهِ كِتابَ اللّهِ.[١] نكته مهم اين است كه نفرموده بعضى از مردم بر عليه ايشان به قرآن استدلال مى‌‌كنند، بلكه فرموده همه مردم چنين مى‌‌كنند! يعنى تفسير هرمنوتيكى دين و قرائت‌‌هاى مختلف آن‌‌قدر رواج مى‌‌يابد كه همه مردم آن را مى‌‌پذيرند و بر اساس آن با امام زمان(عليه السلام) بحث مى‌‌كنند كه آنچه شما مى‌‌گوييد درست نيست، اين قرائت شما است، قرائت ما چيز ديگرى است! و در نهايت نيز مقابل حضرت مى‌‌ايستند و با ايشان خواهند جنگيد.

 

اميرالمؤمنين(عليه السلام) درباره جايگاه قرآن و معارف دين در ميان مردم آخرالزمان مى‌‌فرمايند:

وَ إِنَّهُ سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِي زَمَانٌ لَيْسَ فِيهِ شَيْءٌ أَخْفَى مِنَ الْحَقِّ وَ لاَ أَظْهَرَ مِنَ الْبَاطِلِ وَ لاَ أَكْثَرَ مِنَ الْكَذِبِ عَلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ لَيْسَ عِنْدَ أَهْلِ ذَلِكَ الزَّمَانِ سِلْعَةٌ أَبْوَرَ مِنَ الْكِتَابِ إِذَا تُلِيَ حَقَّ تِلاَوَتِهِ وَ لاَ أَنْفَقَ مِنْهُ إِذَا حُرِّفَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَ لاَ فِي الْبِلاَدِ شَيْءٌ أَنْكَرَ مِنَ الْمَعْرُوفِ وَ لاَ أَعْرَفَ مِنَ الْمُنْكَرِ فَقَدْ نَبَذَ الْكِتَابَ حَمَلَتُهُ وَ تَنَاسَاهُ حَفَظَتُهُ فَالْكِتَابُ يَوْمَئِذ وَ أَهْلُهُ طَرِيدَانِ مَنْفِيَّانِ وَ


[١] مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥٢، باب ٢٧، روايت ١٣١.