تعدد قرائت ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٣ - نمونه اى از تفسير سمبليك قرآن
در اين ميان، يك نكته باقىمانده بود كه نياز به تفسير داشت، و آن اين كه مراد از كلاغى كه در اين داستان آمده است چيست؟! آن نيز توسط يكى از شاگردان ايشان تفسير شد و رمز آن اعلام گرديد! وى در مقالهاى نوشت كه اين غراب (كلاغ)، آخوندها هستند! زيرا كلاغ سياه است و اشاره به افرادى دارد كه بر فراز منبر از سياهى ترويج مىكنند و به عزادارى و روضهخوانى مىپردازند؛ تزويرگرانى كه مثلّث زر و زور و تزوير به وسيله آنان تكميل مىشود!
امروزه نيز متأسفانه چنين تفسيرها و ديدگاههايى رواج بيشترى يافته است. اين گونه مطالب حتى از برخى افرادى كه در كسوت عالم دينى هستند و از لباس روحانيت استفاده ناروا مىكنند شنيده مىشود.
تشبيه تعدد قرائتها در متون دينى به برداشتهاى متعدد از متون ادبى ديوان حافظ در بيشتر خانههاى ما ايرانيان وجود دارد و گاهى با آن فال مىگيرند. كسى كه از مسافرش خبر ندارد و دلتنگ شده است، به ديوان حافظ تفأل مىزند. غزلى از غزلهاى عاشقانه و عارفانه حافظ مىآيد. آن را مىخواند و مناسب با نيّتش برداشتى مىكند؛مثلاً مىگويد: فهميدم مسافرم سالم است و به زودى مىآيد. ديگرى كه بيمارى دارد، اگر در تفأل او نيز همين غزل بيايد ممكن است بگويد: من فهميدم كه بيمارم خوب مىشود. فرد ديگرى كه ذهنيت ديگرى دارد ممكن است از همين غزل معناى بدى برداشت كند. اين در حالى است كه حافظ نه سلامت و بازگشت مسافر و نه شفا و بهبودى بيمار و نه آن ذهنيت بد، هيچيك را قصد نكرده است. او در عالم خود شعرى گفته و مقصودى ديگر داشته، اما ديگران بر اساس پيشفرضها و انتظارات خود چيزى ديگر از آن مىفهمند.
هركسى از ظن خود شد يار من *** از درون من نجست اسرار من