کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧١ - برخورد اسلام با كشورها و اتباع بيگانه
نسبت به اين طايفه از كفار نه تنها نبايد خشونت و دافعه به خرج داد بلكه بايد جاذبه هم ايجاد كرد.
اما اگر كسانى در صدد دشمنى و توطئه برآمدند بايد قاطعانه با آنان برخورد كرد: «اِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِى الدِّينِ وَ اَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ وَ ظَاهَرُوا عَلَى اِخْرَاجِكُمْ اَنْ تَوَلَّوهُمْ؛[١] خداوند فقط شما را از دوستى با كسانى باز مىدارد كه در [مورد]دين با شما جنگ گرده و شما را از خانه هايتان بيرون رانده و در بيرون راندنشان يكديگر را پشتيبانى كرده اند.» نسبت به گروه اول جاذبه داشتيد اما نسبت به اين گروه كه با اسلام و مسلمانان دشمنى مىورزند بايد كاملا دافعه داشته باشيد و نفَسشان را گرفته، مجال حركت به آنها ندهيد.
باز هم تأكيد مىكنيم كه استفاده از دافعه، تنها مربوط به كسانى است كه رسماً و صريحاً بر عليه اسلام و مسلمانان فعاليت مىكنند و غير از اين طايفه، چنين حكمى ندارند. حتى قرآن مىفرمايد اگر صحنه جنگ بود و لشكر مشركين و كفار در يك طرف و لشكر مسلمان ها در طرف ديگر، در مقابل هم صف آرايى كرده و مشغول نبرد هستند، اگر يكى از آن مشركين مثلاً پرچم سفيدى بلند كرد يا به هر نحو ديگرى به شما رساند كه من سؤال علمى دارم و مسأله برايم مشتبه شده كه آيا اسلام حق است يا نه و جنگ من با شما درست و بر حق يا خطا و باطل است، اسلام در اين جا مىگويد مسلمان ها موظفند بروند اين فرد را با اسكورت و گارد محافظ بياورند در اردوگاه اسلام و بنشينند با او صحبت كرده، سؤالش را پاسخ دهند و سعى نمايند با برهان و استدلال او را قانع كنند و بعد هم اگر خواست برگردد، دوباره او را با اسكورت و بدون اين كه كوچك ترين مزاحمتى برايش فراهم كنند به جاى اولش و محلّى كه دور از
١ـ ممتحنه / ٩.