کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢ - انسانِ پاسخ گو يا انسانِ طالب حقوق
ستارگان در آسمان و ديگرى نداى فطرت در درون انسان، و فطرتْ زيباترين ندايى است كه وجود دارد. به هر حال انسان با همان فطرت اوليه خودش كم و بيش درك مىكند كه يك نوع مسؤوليتى دارد. البته تبيين اين درك فطرى و اثبات آن، بحثى است كه فعلا قصد پرداختن به آن را نداريم.
در مقابل نظريه فطرى بودن مسؤوليت، تفكر ديگرى از قديم وجود داشته و در دهه هاى اخير رونق و رواج خاصى پيدا كرده، و آن نظريهاى است كه قائل است سخن از مسؤوليت و تكليف انسان گفتن، يك تفكر ارتجاعى و كهنه است كه بايد آن را كنار گذاشت، امروز بشر به دنبال استيفاى حقوق و مطالبات خويش از جهان و طبيعت و خدا و حكومت است. امروز ديگر دورانى كه در آن اين گونه القا مىشد كه انسان عبد و خدا مولاى اوست، سپرى شده و عصر آقايى و سيادت انسان است؛ عصرى كه بشر به جاى آن كه به دنبال جستجوى تكليف و مسؤوليت باشد، در پى گرفتن و احياى حقوقى است كه قرن ها از او دريغ داشته و تضييع كرده اند.
به هرحال، على رغم اين نظريه دوم، همان طور كه اشاره كرديم عقل و وجدان و فطرت انسان گواهى مىدهند كه انسان مسؤول است و بايد و نبايدها و تكاليفى او را احاطه كرده كه در قبال آنها پاسخ گوست؛ و همه اديان نيز بر اين امر اتفاق دارند. در قرآن كريم آيات زيادى دالّ بر مسؤوليت انسان وجود دارد كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ اَجْمَعِينَ. عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛[١] پس سوگند به پروردگارت كه از همه آنان سؤال خواهيم كرد از آن چه انجام مىدادند.
وَ لتُسْئَلُنَّ عَمَّا تَعْمَلُونَ[٢]؛ و از آن چه انجام مىدهيد حتماً سؤال خواهيد شد.
١ـ حجر / ٣ ـ ٩٢.
٢ـ نحل / ٩٣.