کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٥ - خلاصه و نتيجه بحث
حكومت كند و احساسات و عواطف مردم را به دنبال خود بكشاند و چنين چيزى، اگر هم بخواهيم، براى ما ميسر نيست. ما بايد به دنبال اين باشيم كه اسلام را بهتر بشناسيم و بشناسانيم. خيلى از افراد كه امروز در فكر و عملشان انحرافات و اشتباهاتى دارند واقعاً قصد و غرضى در كارشان نيست و ضعف هايشان ناشى از عدم شناخت است. اينها افرادى هستند كه در دوران دانشگاهشان اگر خيلى مسلمان بودهاند نهايت اين بوده كه يك نمازى مىخوانده و روزهاى مىگرفته اند، اما فرصتى براى اين كه مبانى اسلام را بررسى كنند و بشناسند، نداشتهاند و بعد هم كه در مسير كارهاى اجرايى و مديريتى كشور افتاده اند، به كارهاى خودشان هم نمىرسند تا چه رسد به اين كه بخواهند در مبانى اسلام تحقيق كنند. اكنون بايد فكرى كرد كه اينها اسلام را بهتر بشناسند و اين، جاى تعارف هم ندارد. نبايد تصور كنيم كه اين آموزش ها فقط براى دانش آموزان دبيرستان يا دانشجويان سال اول و دوم دانشگاه است، بلكه سطوح مختلف جامعه ما به آن نياز مبرم دارند. البته به وزير و معاون وزير نمىشود گفت سر كلاس بيا و درس بخوان، ولى مىشود كارى كرد كه غيرمستقيم به گوش آنها برسد و به طريقى با اين بحث ها آشنا شوند. گذشته از كسانى كه در حال حاضر مسؤوليت سياست گذارى و امور اجرايى كشور را در دست دارند، بايد به فكر افرادى باشيم كه در آينده اين پست ها را اشغال خواهند كرد؛ يعنى همين دانش آموزان و دانشجويانى كه امروز در مدارس و دانشگاه ها هستند. براى مديران و مسؤولان آينده بايد از همين امروز به فكر باشيم و برنامه ريزى كنيم. بد نيست در اين جا به مناسبت، نمونهاى را ذكر كنم:
از رييس جمهور يك كشور بزرگ اسلامى، كه جمعيت آن از ما بيشتر است پرسيده بودند چطور شد كه شما اين طور به دامان امريكا افتاديد؟ گفته بود امريكا دو هزار نفر از شخصيت ها و نخبگان كشور ما را در دوره هاى مختلف بورسيه كرده و از بين اين بورسيه ها، در هر دوره سياسى، هميشه چهل نفرشان