کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦ - بزرگ  ترين آفت دوران شاهنشاهى
را كه سر كوچه و خيابان ها پرسه مىزدند، امام آن چنان متحول و هدفمند كرد كه در جريان انقلاب مىآمدند وسط خيابان، سينه اشان را سپر مىكردند و به سربازان رژيم شاه مىگفتند: بزن! امام با بيدار كردن حس مسؤوليت دينى در مردم، و با نيت خالصى كه داشت، كارى كرد كه بجاى روابط محدود و خشك حزبى، يك رابطه عميق عاطفى با مردم ايجاد كرد و مردم به ايشان عشق مىوزيدند و پروانهوار گرد شمع وجودش مىچرخيدند. اين رهبرى بى همتاى امام بود و ما همچنان آثار اين پيوند عميق عاطفى را مىبينيم كه حتى پس از سال ها از رحلت ايشان هنوز هم وقتى نام ايشان برده مىشود با احترام و تكريم خاصى همراه است.
به هر حال حركت امام حركتى خارج از فرمول ها و چارچوب هاى رايج سياسى بود. آن زمان كه تظاهرات خيابانى مردم در سال ٥٦ شروع شد حتى خوش بين ترين افراد هم فكر نمىكردند كه اين حركت در كم تر از بيست سال نتيجه بدهد و به پيروزى بينجامد. اين افراد كه مىگويم، منظورم كسانى نظير شهيد دكتر بهشتى است، كه آدم هاى سطحى و فاقد تحليل سياسى نبودند، اما حتى كسى مثل ايشان هم قبل از پيروزى انقلاب و در واخر دوران نهضت فكر مىكرد كه ما بايد بيست سال ديگر منتظر باشيم. اما همه ديديم كه حركت امام در طول يك سال و اندى نتيجه داد و انقلاب پيروز شد؛ چيزى كه خود بنده، شخصاً، آن روز باور نمىكردم و اگر هم كسى مىگفت، برايم به خواب و خيال شبيه بود. بنده كه سهل است، خيلى بزرگ تر از بنده هم تصورشان همين بود. به هر صورت، اگر بگوييم پيروزى انقلاب اسلامى ايران در سال ٥٧ يك اعجاز الهى بود، تصور مىكنم سخنى گزاف نباشد.
بعد از پيروزى انقلاب، غير از گروهك هاى مفسدى كه ديگر جايى براى ايشان در ميان ملت باقى نمانده بود و خود با انجام برخى حركت هاى بى