کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥ - اهميت انقلاب فرهنگى
فشارها و محاصره هاى اقتصادى و نظامى و انواع مشكلاتى كه براى ما درست كردند براى اين بود كه نگذارند انقلاب فرهنگى امام تحقق پيدا كند، خيلى حرف بى ربطى نزده و نبايد استبعاد كرد. شما در بوسنى هم نگاه كنيد؛ چرا اينها در بوسنى اين همه جنايت كردند و با بى رحمى و خشونت هرچه تمام تر، هزاران زن و مرد و پير و جوان و حتى كودك را كشتند و سربريدند و كسانى هم كه انجمن حمايت از حيوانات تشكيل مىدهند و به خاطر چند حيوان تظاهرات به راه مىاندازند، در اين ماجرا فقط نشستند و تماشا كردند و مهر سكوتى ننگين بر لب نهاده و حتى كمك هاى اقتصادى و نظامى هم به جنايت كاران كردند؟ مگر جز به خاطر يك قضيه فرهنگى بود؟ مگر اين مسلمانها دو ، سه ميليون نفر بيشتر بودند؟ اينها كه نه جمعيتى داشتند، نه سرزمينى، نه ثروتى، نه سلاحى، نه تكنولوژىاى و نه هيچ چيز مهم ديگرى؛ پس چرا اين هجوم سنگين بر عليه آنها انجام شد؟ پاسخ، يك چيز بيشتر نيست: «فرهنگ و اسلام». آنها مىديدند در پايان قرن بيستم، در قلب اروپا، يك كشور مسلمان سربرآورده و اعلام موجوديت مىكند، و از اين بيم داشتند كه اين اسلام و فرهنگ اسلامى به تدريج به كشورهاى همسايه و سراسر اروپا منتشر شود و در بلندمدت همه چيز را تغيير دهد، لذا تصميم گرفتند اين حركت را در نطفه خفه كنند؛ كارى كه در الجزاير و تركيه و برخى كشورهاى اسلامى ديگر هم انجام دادند. چرا؟ چون اينها از اسلام مىترسند. مگر اسلام چيست؟ چيزى نيست جز يك فكر، يك فرهنگ. بنابراين آنها از فكر و فرهنگ مىهراسند.
نتيجه اين مقدمه نسبتاً طولانى اين است كه در پاسخ به سؤال «چه بايد كرد؟» بايد بگوييم: «كار فرهنگى». اين بحث ها بايد باعث شود كه ما هرچه بيش از پيش به مسؤوليت خودمان پى ببريم و فكر نكنيم بحث فكرى و