کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠ - حفظ تعادل نسبى بين عوامل هدايت و انحراف در هر عصر
عبادتتان چه مىگوييد و چه مىخوانيد، ولى از اين حالت سجده شما خيلى خوشم آمد و لذت بردم و تمايل پيدا كردم كه همراه شما نماز بخوانم.
در هاوانا، پايتخت كشورى كه بيش از نيم قرن تحت سلطه كامل كمونيسم قرار داشته و هنوز هم هست، يكى از اساتيد قديمى آن جا كه يك پروفسور اسپانيايى الاصل و استاد تاريخ بود، در جمع اساتيدى كه به اصطلاح ميزبان ما بودند و از ما پذيرايى مىكردند، بلند شد و سخنرانى كرد و گفت من از جوانى علاقه داشتم كه درباره دو شخصيت مطالعه و تحقيق كنم؛ يكى پيامبر اسلام به عنوان يك شخصيت جهانى، و يكى درباره خيّام به عنوان يك دانشمند برجسته ايرانى. اما الآن مدتى است كه علاقه جديدى در من پيدا شده كه آن دو علاقه را تحت الشعاع قرار داده است. امروز علاقه دارم درباره شخصيتى مطالعه كنم كه جهان را دگرگون كرده، و او امام خمينى است. اينجا ديگر اين استاد پيرمرد دانشگاه هاوانا احساساتى شد و حالت طبيعى خودش را از دست داد؛ دو بار جلوى من زانو زد و دست مرا بوسيد و التماس كرد كه يك قرآن به زبان اسپانيولى به او بدهم. در كجا؟ در هاواناى پنجاه سال كمونيست؛ يك استاد، يك پرفسور، كه شايد پيرمردترين استاد آن دانشگاه هم بود.
به هر حال منظورم اين است كه نبايد تصور كنيم در اين زمان كه اسباب فساد خيلى زياد شده و همه جا را گرفته، ديگر كار از كار گذشته و آب كه از سرگذشت، چه يك نى، چه صد نى؛ اين تصور غلطى است و اين حالت يأس و نااميدى هيچ گاه نبايد در ما پيدا شود. خداوند عالم بزرگوارتر از آن است كه اين عالمى را كه براى رشد و تكامل انسان خلق كرده، رها نموده و به دست يك عده شياطين بسپارد و برود. همان طور كه گفتم، اگر اسباب اضلال و افساد زياد شده، راه هاى جديدى هم براى هدايت و اصلاح بوجود آمده كه در زمان هيچ پيامبر و امامى نبوده است. شرايط اجتماعى كه ما امروز براى ايجاد تحول و