کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٩ - پرسش و پاسخ
عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ؛[١] محمد پيامبر خداست؛ و كسانى كه با اويند، بر كافران سخت گير [و] با همديگر مهربانند.»
از نظر روايات هم بايد بگوييم ماده «خشن» در روايات آمده و در مواردى هم به عنوان فضيلت تلقى شده است؛ مثلاً در مورد اميرالمؤمنين حضرت على(عليه السلام) داريم كه آن حضرت: «خَشِنٌ فِى ذَاتِ اللَّهِ».[٢]
اين از لحاظ بررسى لغوى و آيات و روايات كه روشن شد آن چه در سؤال ادعا شده بود و مربوط به اين قسمت بود صحت ندارد.
اما صرف نظر از موارد استعمال و بحث لغوى، آيا معناى خشونت بى رحمى هست يا نه؟ من از شما سؤال مىكنم: اگر، همان گونه كه در قوانين جزايى اسلام هست، كسى را به خاطر گناه و جرمى كه مرتكب شده دست راستش را ببرند، پاى چپش را هم ببرند و در جامعه هم او را بايكوت كنند و هيچ كس به او احترام نگذارد، اين بى رحمى است يا رحم؟ يا اگر، باز همچنان كه در قوانين جزايى اسلام وجود دارد، آتشى بيفروزند و كسى را در آن انداخته و بسوزانند يا دست و پايش را بندند و از بالاى كوهى به پايين پرت كنند و يا به خاظر دزدى يك دينار طلا، در مقابل مردم چهار انگشتش را قطع كنند، آيا اين كارها رحم است يا بى رحمى؟
در سؤال، به درستى بين خشونت فعلى و خشونت فاعلى و حسن و قبح فعلى با حسن و قبح فاعلى تفكيك شده بود. همچنين به درستى بين قاطعيت و خشونت، تفاوت قائل شده بودند. اگر كسى از چراغ قرمز عبور كند و پليس جلوى او را بگيرد و پس از سلام و احوال پرسى، با لبخند و با كمال ادب و احترام بگويد: چون شما خلاف كرده ايد پنج هزار تومان جريمه مىشويد، اين
١ـ فتح / ٢٩.
٢ـ بحار الانوار، ج ٢١، ص ٣٨٥، روايت دهم، باب ٣٦.