کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٤ - خلاصه بحث جاذبه و دافعه در اسلام
توطئه نمايد، كه در اين دو صورت بايد خشونت به خرج داد و در ساير موارد يا بايد منحصراً از جاذبه استفاده كرد و يا دافعه را به همراه جاذبه و با لحنى ملايم و مهربان، كه به حداقل ممكن تقليل يابد، به كار برد. در آن موردى هم كه جاى خشونت و دافعه است، حد و مرز آن را خداوند در بسيارى از موارد مستقيماً تعيين فرموده و يا قواعد كلى آن را بيان نموده است، كه به هر حال نبايد به هنگام اِعمال خشونت، از اين حد و مرز خارج شويم: «تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلا تَعْتَدُوهَا وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودُ اللَّهِ فَاوُلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛[١] اين حدود [احكام]الهى است؛ پس، از آن تجاوز مكنيد. و كسانى كه از حدود الهى تجاوز كنند آنان همان ستم كارانند.»
در پايان، يك بار ديگر به مطالب جلسه گذشته باز مىگرديم. اگر به ياد داشته باشيد گفتيم بحث جاذبه و دافعه در اسلام، در سه بعد و به سه شكل مىتواند مطرح گردد: ١ـ آيا مجموعه معارف و احكام اسلام به گونهاى است كه فقط باعث جذب برخى عناصر براى متدينان به آن مىشود و يا به گونهاى است كه فقط باعث دفع برخى عناصر مىگردد يا از هر دو سنخ است؟ ٢ـ آيا مجموعه معارف و احكام اسلام به گونهاى است كه براى نوع انسان ها جاذبه دارد يا به گونهاى است كه براى نوع آنها دافعه دارد؟ ٣ـ آيا اسلام براى جذب غير مسلمانان به اسلام و نيز نسبت به پيروان خود، از روش هاى جاذبه دار استفاده مىكند يا از روش هاى دافعه دار و يا هر دو؟ آن چه در اين بحث بيشتر به آن پرداختيم در واقع پاسخ به پرسش سوم و طرح بحث از اين بُعد بود و نسبت به دو پرسش ديگر، بحث قابل توجهى انجام نشد و چون با توجه به اهميت موضوعات ديگر، تصميم داريم در جلسه آينده موضوع جديدى را مطرح نماييم، بنابراين در همين جا بحث جاذبه و دافعه را خاتمه مىدهيم و اميدواريم بتوانيم در برنامه هاى آتى اين بحث را تكميل كنيم.
١ـ بقره / ٢٢٩.