کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦١ - سياست كلى اسلام در امر تبيلغ دين
انبيا در مقام دعوت، صرفاً به اقامه برهان و استدلال (حكمت) اكتفا نمىكنند بلكه به علت همان مسألهاى كه در بالا توضيح داده شد، علاوه بر آن به مردم مىگويند اگر سخنان ما را بپذيريد و به آنها عمل كنيد نعمت هاى بى كران و ابدى بهشت نصيب شما مىگردد و اگر سخنان ما را نپذيرفته و با ما مخالفت كنيد عذاب و جهنم در انتظار شماست. اين جاست كه مىبينيم افراد واكنش نشان مىدهند. تأثير اين اهرم وقتى قوى تر مىشود كه نمونه هاى عملى و واقعى كه قبلا اتفاق افتاده به انسان گوشزد گردد. به همين دليل شما در قرآن فراوان مشاهده مىكنيد كه سرگذشت امت هاى سابق و عذاب هايى را كه بر آنان نازل شده نقل مىكند و هشدار مىدهد كه مراقب باشيد به سرنوشت آنها دچار نشويد. اين جاست كه يك حالت اضطراب و تلاطم درونى در انسان به وجود آمده و انگيزه در او پيدا مىشود. البته از ميان اميد به منفعت و ترس از ضرر هم شايد آن چه كه بيشتر انسان را به فعاليت وامى دارد ترس از ضرر باشد؛ يعنى اگر تا حدودى از نعمت هاى مادى و دنيايى برخوردار باشد و به او بگويند اگر اين تلاش و زحمت را متحمل شوى به نعمت و ثروت و شهرت بيشترى مىرسد، ممكن است از آن جا كه حال و حوصله تلاش را ندارد، بگويد همين مقدار كه دارم كفايت مىكند، اما اگر به او بگويند در صورت عدم تلاش، مال و ثروت و مقامت كم مىشود، چون مسأله ضرر است، حركت مىكند تا جلوى ضرر را بگيرد، و شايد روى همين جهت هم هست كه گر چه در قرآن، تبيشر و انداز با هم توأماند اما روى عنصر انذار تأكيد بيشترى دارد: «وَ اِنْ مِنْ اُمَّة اِلاَّ خَلاَفِيهَا نَذِير؛[١] و هيچ امتى نبوده مگر اين كه در آن هشدار دهندهاى گذشته است.»
بنابراين، در ابتداى دعوت، جاذبه و دافعه دوشادوش يكديگر عمل
١ـ فاطر / ٢٤.