کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٢ - نمونه اى تاريخى از دافعه احكام اسلام
عادت و علاقهاى كه به خوردن گوشت خوك و نوشيدن شراب داشتند و اسلام اين دو را حرام كرده است.
اين يك نمونه تاريخى است ازاين كه گروهى، على رغم ثابت شدن حقانيت اسلام براى ايشان، دافعهاى كه برخى احكام اسلام براى آنان داشت مانع آن شد كه به اسلام روى آورده، آن را بپذيرند؛ يعنى فطرت انسانى آنها با غرايز حيوانى ايشان اصطكاك پيدا كرد و آنان در اين تعارض، غرايز حيوانى را ترجيح دادند. اين مسأله، اختصاصى به نصاراى نجران ندارد، بلكه نسبت به همه كسانى كه هنوز تربيت الهى پيدا نكرده و مقهور غرايز و شهوت هاى حيوانى خويشند عموميت دارد. احكام و دستوراتى كه به نوعى غرايز و علايق مادى انسان را محدود كند براى اين طايفه دافعه دارد؛ و همان طور كه اشاره شد در اسلام چنين قوانينى وجود دارد. قانونى كه بگويد در تابستان چهل درجه، بايد شانزده ساعت آب و غذا نخورى و روزه باشى، چندان با غرايز و تمايلات حيوانى انسان سازگارى ندارد و امرى دشوار مىنمايد؛ به ويژه براى كسانى نظير نانواها و مانند آنها كه مجبورند در كنار آتش سوزان نيز كار كنند. البته هستند كسانى كه على رغم كار در زير آفتاب سوزان يا آتش پر حرارت، همين دستور را عاشقانه اجرا مىكنند و روزه مىگيرند، اما اين قبيل افراد خود ساخته زياد نيستند.
يا مثلاً قانونى مثل خمس، ممكن است براى بنده و شما كه شايد در يك سال هزار تومان هم خمس به اموالمان تعلق نگيرد، مشكلى نداشته باشد، اما كسى كه مىخواهد ميليون ها تومان خمس پرداخت كند، انصافاً كار سخت و دشوارى است. بسيارى از مردم در صدر اسلام، به خاطر فرمان زكات، اسلام را رها كرده و مقابل پيامبر ايستادند و هنگامى كه فرستاده پيامبر، براى اخذ ماليات از آنان مىرفت، مىگفتند پيامبر هم باج بگير شده! ما به به كسى باج