جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨
انسانی بهرهمند بودند گروهی و لو عده قلیلی طرفدار و علاقهمند داشتند ،
زیرا در میان مردم همواره آدم خوب وجود دارد هر چند عددشان کم باشد .
اگر همه مردم باطل و ستم پیشه بودند این دشمنیها دلیل حقیقت و عدالت
بود اما هیچوقت همه مردم بد نیستند همچنانکه در هیچ زمانی همه مردم خوب
نیستند . قهرا کسی که همه دشمن او هستند خرابی از ناحیه خود اوست و الا
چگونه ممکن است در روح انسان خوبیها وجود داشته باشد و هیچ دوستی نداشته
باشد . اینگونه اشخاص در وجودشان جهات مثبت وجود ندارد حتی در جهات
شقاوت . وجود اینها سر تا سر تلخ است و برای همه هم تلخ است . چیزی که
لااقل برای بعضیها شیرین باشد [ در اینها ] وجود ندارد .
علی ( ع ) میفرماید :
« اعجز الناس من عجز عن اکتساب الاخوان ، و اعجز منه من ضیع من ظفر به
منهم » [١] .
" ناتوانترین مردم کسی است که از دوست یافتن ناتوان باشد و از آن
ناتوانتر آنکه دوستان را از دست بدهد و تنها بماند " .
٤ - مردمی که هم جاذبه دارند و هم دافعه . انسانهای با مسلک که در راه
عقیده و مسلک خود فعالیت میکنند ، گروههائی را به سوی خود میکشند ، در
دلهائی به عنوان محبوب و مراد جای میگیرند و گروههائی را هم از خود دفع
میکنند و میرانند ، هم دوست سازند و هم دشمن ساز ، هم موافق پرور و هم
مخالف پرور .
[١] نهج البلاغه ، حکمت . ١١