جاذبه و دافعه علی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦
محبت به صورت دافعهای بزرگ جلوه میکند که جمعیتهائی را علیه انسان
متشکل میسازد .
عبدالرحمن بن ملجم مرادی از سختترین دشمنان علی بود . علی خوب
میدانست که این مرد برای او دشمنی بسیار خطرناک است . دیگران هم گاهی
میگفتند که آدم خطرناکی است ، کلکش را بکن . اما علی میگفت قصاص قبل
از جنایت بکنم ؟ ! اگر او قاتل من است من قاتل خودم را نمیتوانم بکشم .
او قاتل من است نه من قاتل او ، و درباره او بود که علی گفت :
« ارید حیاته و یرید قتلی » [١] .
من میخواهم او زنده بماند و سعادت او را دوست دارم اما او میخواهد
مرا بکشد . من به او محبت و علاقه دارم اما او با من دشمن است و کینه
میورزد .
و ثالثا محبت تنها داروی علاج بشریت نیست . در مذاقها و مزاجهائی
خشونت نیز ضرورت دارد و مبارزه و دفع و طرد لازم است . اسلام هم دین
جذب و محبت است و هم دین دفع و نقمت [٢] .
[١] بحار الانوار ، چاپ جدید ، ج ٤٢ ، ص ١٩٣ - . ١٩٤ [٢] ممکن است بگوئیم نقمتها نیز مظاهری از عواطف و محبتها است . در دعا می خوانیم " یا من سبقت رحمته غضبه » " ای کسی که رحمت و مهرت بر خشمت پیشی گرفت و چون خواستی رحمت کنی غضب کردی و خشم گرفتی و الا اگر آن رحمت و مهر نبود غضب نیز نمیبود . مانند پدری که بر فرزندش خشم میگیرد چون او را دوست دارد و به آینده او علاقمند است . اگر خلافی را انجام دهد ناراحت میشود و گاهی کتکش میزند و حال اینکه >