علوم قرآنى - فرقانی، قدرتالله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ٥٢
توجه وليد به آيات را ديد، بار ديگر آيات را قرائت كرد. وليد بن مغيره از مسجد خارج و در مجلسى از طائفه بنىمخزوم حاضر شد و اين گونه شروع به سخن كرد:
به خدا سوگند از محمد سخنى شنيدم كه نه به گفتار انسانها شباهت دارد و نه به سخن جنّيان. گفتار او حلاوت خاصى دارد و بس زيباست. بالاى آن (نظير درختان) پر ثمر و پايين آن (همانند ريشههاى درختان كهن) پرمايه است، گفتارى است كه بر همه چيز پيروز مىشود و چيزى بر آن پيروز نخواهد شد. «١» همچنين نقل است كه ابو عبيده گويد: عربى باديهنشين آيه «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرْ» را از شخصى شنيد و به سجدهافتاد و گفت: به خاطر فصاحتش سجده نمودم. «٢» در پايان به دو نمونه از اظهارات دانشمندان درباره قرآن و اعجاز ادبى آن مىنگريم:
در قرآن سجع فراوان هست كه احتراماً و براى آن كه به سَجْع كاهنان و شعر تشبيهنشود، به آن فاصله مىگويند و مراد از آن كلمات مشابه پايانى هر آيه است. قرآن با شعر عربى هم كه سابقه درخشانى دارد شباهت ندارد. قرآن قول كسانى را كه مىگويند قرآن شعر و پيامبر (ص) شاعر است به شدّت نفى مىكند و مىفرمايد كه: «به او شعر نياموختهايم و سزاوار او نيست». «٣» اما در قرآن جوهر شعرى بسيار است؛ يعنى بيان ظريف و مجازى و انواع استعارهها و تمثيلات و تشبيهات هنرى. همچنين آياتِ موزون يا «موزون افتاده» قرآن نيز از يكصد فقره بيشتر است.
با وجود اين و با آن كه نفوذ قرآن در شعر و ادب عربى و فارسى، بسيار عظيم است ولى قرآن شعر نيست و بايد گفت كه قرآن «نوعى منحصر به فرد» و تافتهاى است جدابافته. ارزش موسيقى كلمات و جملات قرآن نيز از ديرباز مورد توجه محققان بوده است. قابليّت خوشخوانى قرآن و تغنّى و همخوانى آن كمنظير يا بىنظير است. «٤» اين سبك (ساختار) جديدى كه قرآن ارائه داده و در فرهنگ ادبى عرب، تحوّلى غريب ايجاد نموده كاملًا بىسابقه است و آيندگان را به عجز و تاب انداخته، جاذبه دارد، كشش دارد، افسون