علوم قرآنى - فرقانی، قدرتالله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ٢٥
عقل ثابت كرده است كه قوانين انسانى تاكنون نتوانستهاند مشكلات را برطرف و اختلاف را ريشهكن كنند؛ زيرا از يك سو قانونگذاران بشرى هر كدام در پى جلب منافع خويشند و از سوى ديگر به دليل احاطه نداشتن آنها بر همه نيازهاى مادى و معنوى انسان، نمىتوانند در قانون پيشنهادى خود همه اين موارد را در نظر داشته باشند و با توجه به آنها قانون وضع كنند.
تغيير قانون پس از اجراى آن در مدت كم و اضافه نمودن قيود جديد و يا تغييرات بنيادى در آن، نشان دهنده ناكامى بشر در طرحريزى قانونى جامع، همگانى و هميشگى است. پس با توجه بدين مطلب ضرورت وجود قانونى از سوى خالق انسانها، كه به همه نيازمندىهاى بشر با توجه به زندگانى زودگذر دنيوى و حيات ابدى او آگاه است، بخوبى محسوس و مشهود است. قرآن مجيد نيز به همين دليل وجود پيامبران و وحى الهى را لازم دانسته و فرموده است:
كانَ النَّاسُ امَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيّينَ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ وَ انْزَلَ مَعَهُمُالْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فيمَا اخْتَلَفُوا فيهِ (بقره: ٢١٣)
مردم، امّتى يگانه بودند؛ پس خداوند پيامبران را نويدآور و بيمدهنده برانگيخت، و باآنان، كتاب [خود] را به حق فرو فرستاد، تا ميان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى كند.
٢. انسان موجودى كمالطلب است كه همواره در پى ترقى خويش و رسيدن به اوج كمال و سعادت است. از سوى ديگر، موجودى است كه در وجود خود، علاقه به بقا و جاودانه بودن را حس مىكند و از فنا و نابودى گريزان است. اينك سؤالهايى مطرح مىشود كه سعادت انسان در چيست، ابزار رسيدن به آن كدام است و عوامل سرعت بخش و يا كند كننده اين حركت بهسوى سعادت چه چيزهايى است؟
پاسخ دادن به اين سؤالات از عهده علم و عقل بشرى خارج است؛ زيرا دايره علم تجربى محدود به محسوسات است و عقل نيز توان تشخيص همه مصالح و مفاسد را ندارد و جز راه وحى، راهى ديگر براى برآوردن اين حاجت مهم نيست.
٣. عدل الهى اقتضا دارد كه بدكاران، جنايتكاران و خيانتكاران بهسزاى اعمال خويش برسند، ولى اين كيفر تنها پس از اتمام حجت و بيان احكام، مسائل و وظايف افراد، امرى پسنديده و مقبول است. بههمين دليل، خداوند متعال با ابلاغ دستورات و احكام در قالب وحى آسمانى، راه عذر تراشى را بر همه بسته است: