علوم قرآنى

علوم قرآنى - فرقانی، قدرت‌الله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ٢٤

حقيقت آن است كه هر دو گروه در تحليل خود به خطا رفته‌اند؛ چرا كه گروه اول اصلًا خداوند و جهان ماوراى طبيعت را نشناخته‌اند و گروه دوم نيز هر چند به وجود خداوند معترفند، امّا خدا را آن چنان كه شايسته مقام اوست، نشناخته و به انحراف فكرى گرفتار شده‌اند. در باره ادعاى اوّل كه پيامبران را نابغه و افكار متعالى آنان را وحى قلمداد نموده‌اند، گفتنى است كه پيامبران انسان‌هاى برجسته‌اى بوده‌اند و حتى‌ مخالفانشان نيز به برجستگى فكرى و معنوى آنان اذعان داشته‌اند، امّا آنان هرگز در دعوتشان، مردم را به‌سوى خويش و افكار خود فرا نخوانده‌اند، بلكه همواره تأكيد نموده‌اند كه ما از سوى پروردگار عالميان مبعوث شده‌ايم و پيام او را مى‌رسانيم. براى اثبات صدق ادعاى خود نيز در موارد لازم معجزه آورده‌اند؛ معجزاتى كه هيچ انسانى حتى اگر نابغه باشد توان اظهار آن را ندارد.
در باره ادّعاى گروه دوم نيز بايد متذكر شويم كه اگر انسان، موجودى تك بعدى و آن هم بُعد مادّى مى‌بود، ادعايشان صحيح بود و انسان توان ارتباط با عالم بالا را پيدا نمى‌كرد؛ امّا ما مى‌دانيم و با براهين فلسفى خاص خود به اثبات رسيده كه انسان موجودى دو بعدى است:
هم بعد مادّى و هم بعد روحانى دارد و با بعد دوم است كه مى‌تواند با عالم ديگر تماس حاصل نمايد؛ زيرا روح او مجرّد است و با عالم مجرّدات سنخيّت دارد و بدين جهت مشكلى براى ارتباط با عالم غيب برايش مطرح نيست.
وحى‌پذيرى دريافت القائاتى است كه از ناحيه غيب براى پيامبران حاصل مى‌شود. آنان در حالات خاص خود توان پذيرش اين الق علوم قرآنى ٣٣ نزول دفعى و نزول تدريجى ص : ٣٣ ائات را مى‌يابند و سپس آن را بر بشر عرضه مى‌كنند.
لزوم وحى‌ در باره لزوم وحى از سوى خداوند به بندگان برگزيده‌اش، يعنى پيامبران، ادله فراوانى ذكر شده كه در اينجا به ذكر سه دليل اكتفا مى‌كنيم:
١. انسان موجودى اجتماعى است. او ناگزير است براى برآوردن نيازهاى خود با ديگران همكارى داشته باشد و با آنها در زندگى اجتماعى شريك باشد. از سوى ديگر، جلب منافع توسط اشخاص و گروه‌ها سبب تزاحم و بروز اختلاف مى‌گردد. تنها راه رفع اختلاف، وجود قانونى است كه همگان از آن پيروى نموده و اختلافات خود را به‌وسيله آن حل كنند. تجربه و