روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٣٣ - روزشمار جنگ پنج شنبه / ٢٥ تیر ١٣٦٦ / ١٩ ذیقعده ١٤٠٧ / ١٦ ژوئیه ١٩٨٧
خبرنگاران داخلی و خارجی سخن می گفت، افزود: «از یک سو، امریکا در جریان تهیه و تنظیم طرح یک پیش نویس قطع نامه درباره درگیری ایران و عراق در شورای امنیت سازمان ملل، به نحو مؤثری عمل می کند و از سوی دیگر، اگر فعالیت های نظامی خود را در منطقه بیش از این تشدید کند، می تواند این عامل مثبت را از بین ببرد. واشنگتن به اعزام کشتی های جنگی و واحدهای دریایی بزرگ خود به خلیج فارس ادامه می دهد و تهدید می کند که به ایران ضربه بزند. نقشی که امریکا در منطقه ایفا می کند، قسمتی از یک محرک خطرناک است و می تواند، یک روزی انفجار ایجاد کند.» وی اضافه کرد: «سیاست امریکا خطرناک و بی سابقه است.» پیادیشف ادامه داد: «باعث تأسف است که امریکا پیشنهادات دولت شوروی در جهت رفع علل عمده تشنج در خلیج فارس را نادیده می گیرد. خروج کشتی های کشورهایی که متعلق به منطقه نیستند و اتخاذ اقدامات مؤثر از سوی شورای امنیت سازمان ملل برای پایان دادن هرچه زودتر به درگیری ایران و عراق، یک راه واقع بینانه برای حل و فصل این درگیری و اوضاع در خلیج فارس است که شوروی پیشنهاد می کند.»[١]
١ ٧٥٢
در ستون تفسیر سیاسی امروز روزنامه کیهان، "یونس شکرخواه" در مقاله یی، از عملکرد و تصمیمات امریکا برای حضور نظامی در خلیج فارس انتقاد کرد. در بخشی از این مقاله، استدلال های امریکا برای حضور در خلیج فارس بحث و بررسی شده است. وی در قسمت دیگری از مقاله، با اشاره به برخی از واقعیت های جنگ ایران و عراق از قبیل عراق به عنوان آغازکنندة جنگ، استفاده این کشور از سلاح های شیمیایی و ...، به موضع گیری جانب دارانة امریکا از عراق پرداخته و جلوگیری از شکست عراق و پیروزی ایران در جنگ تحمیلی را محور سیاست نظامی امریکا در خلیج فارس قلمداد کرده است. در پایان مقاله به تاکتیک های ناشناختة ایران و واکنش طرف داران انقلاب اسلامی در خاورمیانه، در صورت برخورد نظامی امریکا با ایران، اشاره شده است:
«قرار است امریکا یازده فروند از نفت کش های کویت را اسکورت کند. حرف اول کاخ سفید این است: چهل سال در خلیج فارس بوده ایم، باید حضور داشته باشیم تا جلوی نفوذ شوروی را در خلیج فارس بگیریم و آزادی کشتی رانی را تأمین کنیم. استدلال سه محوری کاخ سفید - و به طور مشخص، ریگان - جوهرة تشدید امری است که "جنگ پرچم ها" خوانده می شود. هر سه محور استدلال امریکا برای حضور در خلیج فارس، به گونه ای عمیق، مداخله جویانه هستند، چرا که سه استدلال، به هیچ نحوی به شرایط جاری خلیج فارس مربوط نمی شوند.
در زمینه نفوذ شوروی در خلیج فارس، امریکا دست کم به دو دلیل نفوذ شوروی را بهانه قرارداده است:
١- اگر امریکا واقعاً قصد جلوگیری از نفوذ شوروی در خلیج فارس و کشورهای جنوبی آن را داشت، با اشغال افغانستان، فعالانه برخورد می کرد. شوروی، قبلاً با اشغال افغانستان، خود را به خلیج فارس نزدیک کرد.
٢- وقتی امریکا با تقاضای ١٩٨٤ -١٣٦٣- کویت برای دریافت موشک "استینگر" مخالفت
[١] ١٧. مأخذ١٢، ص ١٣، مسکو - خبرگزاری تاس، ٢٥/٤/١٣٦٦.