شرح النجاة - الإسفرايني النيشابوري، فخر الدين - الصفحة ١٨ - فلسفه در جهان اسلام و ضرورت برگزارى همايش قرطبه و اصفهان
فلسفه يونان چه انديشيدند كه فلسفه چنان مورد پذيرش قرار گرفت كه حتّى تا اين زمان فقيهان و مفسّران قرآن به فلسفه مىپردازند و شفا و اشارات ابن سينا را تدريس مىكنند و به مطالب آن استشهاد مىجويند كه از نمونه آن مىتوان از علّامه طباطبايى و سيد ابو الحسن رفيعى قزوينى و شيخ محمّد تقى آملى و امام خمينى- رحمة اللّه عليهم اجمعين- نام برد. اينان وارث علم گذشتگان خود بودند همان گذشتگانى كه ابتكار تطهير فلسفه و تحبيب فلاسفه را عهدهدار گرديدند كه از ميان آنان مىتوان از مير داماد و ملا صدرا و فيض كاشانى و عبد الرزّاق لاهيجى و حاج ملّا هادى سبزوارى نام برد؛ يعنى متفكّران ايرانى كه با مكتب تشيع و سنّت ائمه اطهار (ع) سر و كار داشتند. اين فيلسوفان كلمه «فلسفه» را به كلمه «حكمت» تبديل كردند كه هم نفرت يونانى بودن آن كنار زده گردد و هم تعبير قرآنى كه مورد احترام هر مسلمانى است براى آن علم بكار برده شود؛ زيرا هر مسلمانى با آيه شريفه قرآن: وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً آشنايى دارد و به آن ارج و احترام مىگذارد و كلمه حكمت را مبارك و فرخنده مىداند و با آن «خير كثير» را از خداوند مىخواهد، چنان كه حاج ملا هادى منظومه حكمت خود را با همين آيه شريفه پيوند مىدهد و فلسفه خود را «حكمت ساميه» مىخواند و مىگويد:
نظمتها فى الحكمة الّتي سمت
فى الذّكر بالخير الكثير سمّيت