مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ١٧٤ - معارضه با سورهء حمد
صفات
كمال را كه يكى از آنها«رحمت»است و لفظ«رحمان»از آن حاكى است دارا
مىباشد.بنابر اين مفاد«الحمد للّه»با مفاد«الحمد للرحمان»كاملا با هم
متفاوتند.در اوّلى انگيزهء ستايش خدا،مجموع صفاتى است كه لفظ«اللّه»از آن
حكايت مىكند ولى در دومى ستايش فقط به خاطر يك صفت خاص است كه
لفظ«رحمان»بر آن دلالت دارد.در اين صورت تبديل لفظ«اللّه»به«رحمان»موجب
مىشود كه جمله دلالت خود را بر اتصاف خدا به ساير صفات كماليه،و همچنين
دلالت بر اين كه خدا به خاطر ساير صفات، شايسته حمد و ستايش است،از دست
بدهد.
(١)-نظرى به جمله ديگر نويسنده بيفكنيم و ببينيم آيا«رب الاكوان» مىتواند
از نظر مفاد و معنى جانشين جملههاى«ربّ العالمين»و «الرحمن الرحيم»شود
چنان كه نويسنده تصور كرده است يا اين كه اين تبديل بسان جملهء پيش موجب از
دست دادن يك سلسله مزايا و معانى است كه اين جملهها حاكى از آن مىباشند.
جاى گفتگو نيست كه كلمه«عالمين»كه جمع عالم است حاكى از عوالم زيادى است كه
در طول و عرض يكديگر قرار گرفتهاند و لفظ«رب»كه به سوى آن«اضافه»شده
دلالت مىكند كه او مالك و صاحب اين عوالم مىباشد و كلمه«رحيم»كه پس
از«رحمان»آمده دلالت دارد كه اين صفت از آن صفات لازمى است كه هرگز از ذات