مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ١١٨ - قرآن و مسئلهء خبر از غيب
«به ياد
آريد موقعى را كه خداوند(مقابله)با يكى از دو طايفه را به شما وعده مىداد
و شما مىخواستيد كه طايفهء غير نيرومند نصيبتان گردد.خدا مىخواهد با
اراده خود حق را پا برجا،و ريشه كافران را قطع كند.
(١)-اين آيه در غزوه بدر نازل گرديد و خدا در آن به مؤمنان،وعده نصرت و
پيروزى بر دشمن داد.مسلمانان در آن روزها از نظر تعداد، در اقليت بودند،ساز
و برگ و ابزار جنگى آنها چندان تعريفى نداشت.شماره سواره نظام دو نفر
بود(مقداد،زبير)ولى تعداد مشركان بيشتر و از نظر نيروى نظامى و وسائل جنگى
قوىتر و نيرومندتر بودند،و خود آيه با لفظ { ذاتِ الشّوْكةِ } به
تفوق نظامى آنان تصريح مىكند.از اين لحاظ مسلمانان از مقابله با آنها بيم
داشتند و مايل بودند با غير آنان(كاروان بازرگانى قريش)روبرو شوند،ولى از
آنجا كه خدا مىخواهد،حق و حقيقت را پايدار و مستقر سازد و بنياد كافران را
قطع كند آنان را با نيرومندترين دسته روبرو ساخت،و به وعدهء نصرتى كه قبل
از روبرو شدن به مسلمانان داده بود وفا كرد و ريشهء كافران را قطع نمود.[١]
[١].شايد تصور شود كه اين آيه از آن نظر حاكى از غيب است كه جملههاى«يعدكم، تودون،يريدون،يحق و يقطع»از پنج حادثهء آينده خبر داده و مسلمانان را پيش از وقوع آنها آگاه نموده است.ق