مرزهاى اعجاز (فارسي) - خوئی، سيد ابوالقاسم - الصفحة ٣٥ - اعجاز،گواه بر صدق گفتار مدعى است
را با
دلايل استوار و معجزات روشن ثابت نموديم،ممكن نيست به ما دروغ ببندد و اگر
به فرض محال چنين كارى انجام داد او را با قدرت و شدت مىگيريم و رگ قلب او
را مىزنيم زيرا سكوت ما در برابر دروغهاى او امضاى گفته او است،و سبب
مىشود كه حق و باطل به هم آميخته گردد.همان طور كه ما بايد شريعت را در
آغاز كار از دستبرد نااهل حفظ كنيم و معجزه را در اختيار دروغگو نگذاريم،
همچنين در مرحله بقا و ادامه،بايد از آن حراست نماييم و از دروغ بستن
پيامبرى كه در آغاز كار،نبوت او را تصديق نمودهايم،جلوگيرى كنيم.
(١)-دلالت معجزه بر صدق گفتار مدعى نبوت،مبنى بر اين اساس است كه داورى عقل
را در حسن و قبح امور بپذيريم امّا فرقهء«اشاعره» كه اصل مزبور را انكار
مىنمايند و عقل را از درك حسن و قبح امور عاجز و ناتوان مىدانند،طبعا باب
لزوم تصديق پيامبران را به روى خود مىبندند و راهى براى تميز حق و باطل
باز نمىگذارند و اين خود از نتايج غير صحيح،انكار حسن و قبح عقلى است.
زيرا معجزه در صورتى دليل بر صدق ادعاى آورندهء آن مىشود كه داورى عقل را
در اين مسأله بپذيريم كه قبيح است خداوند معجزه را در اختيار دروغگو
بگذارد،ولى اگر فرض شود كه عقل از درك قبح اين مطلب عاجز و ناتوان است،ديگر
كسى نمىتواند راستگو را از